به نام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه کوهپیمایی گارچیدان به هنزا و صعود به قله سرمشک

دانلود فایل GPS مسیرد

فرصت شمار صحبت کز این دو راهه منزل چون بگذریم دیگر نتوان به هم رسیدن

طبق برنامه تدوین شده گروه 16 و 17 اردیبهشت ماه فرصتی است تا باز به آغوش بی همتای کوهستان پناه ببریم .منطقه گارچیدان به سمت هنزا را نشانه گرفته ایم تا بار دیگر لحظات ناب دوستی را در شبی به یاد ماندنی به دور از هیایوی آجر و ماشین در دامان پاک طبیعت رقم بزنیم. قرارمان ساعت 7 میدان آزادی مقابل پاساژ حافظ است. پس از دقایقی کوتاه تمام آنان که افتخار داده بودند  با حضور سبزشان در این بزم دوستانه یاریمان کنند گرد هم می آیند. دلمان خوش به حضور آقای زندی است تا مثل همیشه کوله بارمان را پر کند از تجارب با ارزش سالهای کوهنوردیش و راهنمای مسیرمان باشد ولی اندکی پس از حضور ایشان متوجه میشویم که به دلیل مشکلات شخصی قادر به همراهی تیم  نخواهند بود و بدین ترتیب سر پرستی برنامه به اینجانب  سپرده میشود. ساعت 15/7 دقیقه سوار بر ماشین به سمت قریه العرب به راه می افتیم. پس ازطی مسیری قریب به ا ساعت و بعد از عبور از روستای بهرامجرد و سپس غبیرا به دشت سرخ رنگی میرسیم که زیباییش به وجدمان می آورد، دو طرف جاده مملو از گلهای قشنگ ریواس است. گلهای وحشی که هر سال فروردین ماه سر از خاک بیرون می آورند و برگهای پهنشان را به انتظار ریزش باران بر صحنه دشت میگسترانند تا  سرخی گلهایشان را به رخمان بکشند و این دشت زیبا چیزی نبود جز نتیجه آن همه لطف بیکرانی که خدای مهربان با بارش رحمتش به ما عطا کرده بود. پس از عبور ار ریواسها به قریه العرب  میرسیم. دیار سیب و گیلاسهای معروف. سپس شیرینک و چهار طاق را پشت سر میگذاریم، نگاه خیره و پر از لطف و صفای روستاییان این مناطق بدرقه راهمان است. انسانهای  ساده دلی  که با آدمهای هرروزمان بسیار تفاوت دارند. مسیر بعدیمان روستای راسک است. تقریبا 5/3 کیلومتر بعد از چهار طاق گل و لای زیاد جاده توان  حرکت را از راننده اتوبوس میرباید. چاره ای نداریم جزاینکه بقیه مسیر را پیاده طی کنیم. هر چند راه بسیار طولانی است و این پیاده روی سنگین در توان عده ای از افراد نوپای گروه نیست. ولی تا جستجوی چاره به دلیل کمبود وقت نمیتوان گروه را از حرکت باز ایستاند. سرپرست تیم  را به آقای بیگلری میسپارد تا  به مسیرش  ادامه دهد و خود به دنبال یافتن  وانت و یا هر وسیله ای میرود که بتواند بچه ها را تا ابتدای روستای گارچیدان برساند. طولی نمی انجامد که یکی از اهالی مزرعه ای کوچک حاضر میشود با ماشین وانت خود یاریمان کند. باز مجالی می یابیم تا به یاد گذشته لذت نشستن در  بالای وانت را بچشیم. زیبایی طبیعت آن حوالی وصف نشدنی است. تا چشم کار میکند سبزی است و سرسبزی، جویبارهای آب تمام طول جاده را همراهیمان میکند و درختان جوانبرگ بهاری گویا دلخوش از حضورمان تنی به رقص داده اند و به رسم دوستی شاخ و برگ تکان میدهند. تقریبا 3 کیلومتر مانده به گارچیدان به دلیل شیب تند جاده از وانت پیاده شده و راننده را به امید روزگاری بهتر رهسپار منزلش مینماییم و کوله ها را بر پشت نهاده به سمت گارچیدان به راهمان ادامه میدهیم. کمی جلوتر سمت راست جاده به آبشار زیبایی میرسیم. لختی تامل میکنیم تا بچه ها صحنه های زیبای آنجا را در دل دوربینهایشان ثبت کنند که برای همیشه یادی باشد ویادگاری. بوی کرفسهای وحشی لب جوی آب دیوانه مان میکند. آنچنان که چند تن از دوستان اقدام به چیدن مقداری از آنها میکنند و در این بین با واکنش شدید روستاییان منطقه روبرو میشوند که رسم مهمان نوازی را خوب به جا نیاورده و چنان اعتراض میکنند گویی صاحبان طبیعت آنجایند .

به راه ادامه میدهیم به روستای گارچیدان میرسیم در انتهای روستا نهار و صبحانه را از آنچه که خداوند  روزیمان کرده است میخوریم. ساعت 45/12 دقیقه است و از چوپانی که در آن حوالی وقت میگذراند در مورد مسیرتخت  راهنمایی میگیریم و به راه ادامه میدهیم. بعد از پیمودن 10 کیلومتر مسیر که تقریبا 4 الی 5 ساعت به طول می انجامد به بالای تخت میرسیم. به آنجا که قدرت لایزال الهی ستودنی است. چمنزاری که بسان نو عروسان چهره بهاری و جوانش را به رخمان میکشد. یخچالهایی که اطرافمان را احاطه کرده بودند و سرچشمه آبهایشان  را به قلب چمنزار میبخشیدند که امانت نگه داران خوبی باشند تا آمدن عشایر خونگرم به آن منطقه و نتیجه این بخشش نرمی بود که در زیر پایمان احساس میشد به گونه ای که با پا گذاردن بر روی چمنها گویی بر پهنه ابرهای آسمان پا نهاده ایم. آسمان آبی و خورشید بیقرارش شبی آرام را وعده مان میکردند.  از یک سو قله هزار با آن ابهتش جلوه گری مینمود و از سوی دیگر سرمشک، و بندر هنزا چون نگین سبزرنگی در پایین تخت میدرخشید. دل کندن از آن همه طراوت و شادابی سخت بود ولی علیرغم میل عده ای از افراد گروه که مایل بودند  شب را بر فراز تخت بگذرانند سرپرست بعد از مشورت با افراد باتجربه  تیم تصمیم گرفت جهت  در امان ماندن تیم از تازیانه های باد شبانگاهی برای اقامت  شب  به کف دره بروند.  به هر حال کوهنوردی یک روش زندگی است و در آن باید به  نظر افراد مجرب تر گروه  گوش سپرد پس از طی کردن شیب تند مسیر به کف دره میرسیم. چادرها را برپا میکنیم، آتشی برمیافروزیم و کتریها را به امید نوشیدن یک چای داغ که خستگی راه را از تنمان بزداید بر روی شعله های آتش مینهیم. خورشید نرم نرمک از ما جدا میشود تا صبحگاهان برایمان روز را به ارمغان آورد و کم کم تاریکی همه جا را فرا میگیرد. گرد آتش حلقه میزنیم و از هر دری سخنی. یک شب سرد بهاری، ستاره ها، مهتاب و  سکوتی که گاه گاه بر آن تاریکی حکمفرما میگشت تا شاید شرمنده مان سازد از نفس آلوده خویش. و موسیقی رودی که بیقرار میرفت تا برویاند و زندگی بخشد و در این رفتن پر کرده بود گوشهایمان را از صدای رفتنش. و اینها مقدمه ای شد تا بلاخره زمام اختیار از دست بچه ها ربوده شده  و صدای گرم آوازشان سقف سکوت دره را بشکافد.

 مختصر شاممان را در پناه آتش صرف میکنیم و پس از اعلام آمادگی 5 تن از اعضای گروه جهت صعود قله به آغوش کیسه خوابها میرویم .

صبحگاهان راس ساعت 15/5  تیم قله  پس از سپردن بقیه اعضا به آقای روان بخش و خانم نصیری حرکت را آغاز میکند و پس از قریب50/2 دقیقه کوهپیمایی سخت و سنگین در شیبی تندو طاقت فرسا در ساعت 10/8 دقیقه دست در دست یکدیگر از بلندای قله سرمشک به ایران بزرگ و کهن میبالیم و  ندای ای ایران سر میدهیم و یاد میکنیم تمام آنان را که در این صعود دل پاکشان با ما بود به خصوص حامد عزیز که فرسنگها از ما دور است. پس از خوردن کمی تنقلات و گرفتن چند عکس یادگاری به سمت اقامت کمپ میرویم که قرار است میلاد و علی  تا برگشتن ما از قله منتظرمان باشند. به آنها میرسیم با آغوش باز به استقبالمان می آیند و با چای تازه دمشان از ما پذرایی میکنند. پس از جمع کردن وسایلمان به سمت بندر به راه میافتیم تا خود را ه دوستانمان برسانیم. ساعت 1 به آنها میپیوندیم نهار را در کنار یکدیگر میخوریم و منتظر میمانیم تا راننده اتوبوس که قرارمان با او در اینجاست به ما برسد. ساعت 3 با آمدن راننده از منطقه زیبای هنزا از قله هزار و سرمشک خداحافظی میکنیم و به سمت کرمان به راه می افتیم .

 افرادی که در این برنامه گرمای وجودشان طراوت بخش لحظاتمان بود :

سرپرست : میثم دوست محمدی

1- مهدی روان بخش 2-رضا ناصح 3-سعید نوحی 4- جلال بیگلری 5- ناصر اسدی 6-میلاد ثنایی 7- کاوه خادمیه  8-شیرین نصیری 9- طلعت تنیده 10- مهدی امیری مقدم 11- حسین ایرانمنش 12- آقای خواجه پور 13- علیرضا علمدار 14- عماد علمدار 15- علی علمدار 16-مجید امین زاده 17- محسن بیت الهی 18-آقای موسوی 19- بکتاش خضرائی 20- حمید دعاگویی  21- میثم دوست محمدی

 گزارش برنامه: میثم دوست محمدی

 

 به نام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه صعود به قلة مرغزار ارتفاع 3200 متر

یک صبح زیبای بهاری،ساعت شش صبح، جمعه دوم اردیبهشت ماه 1390 ، ضلع شمال غربی میدان آزادی.رسیدن سلام های آشنا به آغوش گوش ها و شکفتن غنچه های دوستی بر لبان. اندکی بعد سوار بر اتوبوس بی تاب و در راه دیدن رخ بهاری قله مرغزار.

منطقه کوهپايه در 30 کيلومتری شمال کرمان که همچون ديواری بزرگ خودنمايي مي کند دارای قلل متعددی است که همه آنها از برف گيرترين مناطق کوهنوردی استان هستند. با اولين بارش باران پاييزی در شهر کرمان اين بلنديها سفيد پوش مي گردند و در جبهه شمالي آنها برف قابل توجهي مي نشيند، مهمترين قلل اين منطقه عبارتند از باغ بالا 3775 متر، دهران 3565 متر، بازرگان 3520 متر، کمرسياه 3409 متر، کوه زرد3301 متر، قله مرغزار به ارتفاع 3200 متر يکي از قلل فرعي منطقه است که در جوار منطقه اي به همين نام قرار دارد.چمنزارها و چشمه ساران متعدد در ارتفاع سه هزار متری منطقه پديد آمده و همواره کوهنوردان کرمان برنامه ای را به اين منطقه اختصاص ميدهند.

بالاخره ساعت 7:30 در روستای بیدوییه اتوبوس متوقف شد و انتظارها به سر آمد.به ابتدای مقصد رسیدیم،پای بر زمین سخاوتمند نهادیم…

ابتدا توضیحی و حرکات کششی و سپس کوله ها بر دوش،توان ها در پا،عشق در قلب و لبخند بر لب با سرپرستی آقای مهدی هاشمی به راه افتادیم. سربالایی ملایمی که در هر گام ما را به مقصد نزدیک می کرد و گهگاهی که کوه هم تشنگی حاصل از خشکسالی چند ساله را در نگاهمان می دید،با لطف مهر بر ما ارزانی می داشت و چون مادری مهربان با شیره جانش-آب پاک و زلال-طراوت را به جان های ما می بخشید.دقایق زیبا را که به هم بافتیم شد 45 تا و در این جا بود که به چشمه ای رسیدیم و سایه ها ما را به آغوش کشیدند تا چاشت را قوت جانمان کنیم.آنچه را که به همراه داشتیم با صفای وجودمان و چای را با گرمای دلهامان صرف کردیم و با سوت سوم به راه افتادیم.می رفتیم و در هر قدم چشمهامان را به دیدن زیبایی و شکوه مهمان می کردیم،گوشهایمان را هم به دنبال شنیدن نواها روانه و دلهامان را هم به باد می سپردیم تا به آنجا بروند که پا اجازه ورود ندارد.

در راه این همت دوستان بود که آثار به جا مانده از بی فرهنگی بشر تمدن زده را در روزی که روز زمین پاک نام گرفته بود، محو می کردند که دست همتشان درد نکند.

پس از همه ی رفتن ها و گفتن ها و خنده ها بالاخره از آخرین سربالایی که سرازیر شدیم چشممان به زمرد درخشان مرغزار روشن شد که چون سینه ریزی نفیس بر سینه دشت می درخشید.به اینجا که رسیدیم جلوه این زیبایی تعدادی از دوستان را گرفت و ماندگار کرد اما آنان که هنوز بی تاب رسیدن بودند به گامهای خود اعتماد کردند.

رو به قله ای داشتیم که از شوق دیدنمان به بلبلان دستور آواز داده بود و به گلها فرمان رستن.گلها هم روییده و چون بچه های بازیگوش به استقبالمان می دویدند که می بایست مواظب باشیم تا مبادا لگد شوند.

و در نهایت قله،مثل همیشه مقتدر،زیبا،با شکوه و متین. ساعت 12 بر فراز قله قرار گرفتیم و با افتخار نام پاک ایران را بر لب راندیم اما ای ایران را با تمام و جود سر دادیم.

گاه بازگشت سبکبال از زیارتی دیگر به شوق آمدیم تا یاد این همه زیبایی را در خاطره هامان ثبت کنیم.نهار را هم در خنکای همان سایه سار و شرشر دلنشین جویبار که وقت صبحانه مهمانش بودیم، صرف کردیم و پس از لختی استراحت و شرکت در کلاس تئوری کوهنوردی که توسط آقای خواجويي برگزار گردید بسوی روستاي بيدوئيه حركت كرديم و سرانجام ساعت 17  به شوق برنامه ای دیگر به خانه بازگشتیم.

اعضای تيم: مجيد امين زاده_حميد دعاگويي_رسول زندی_محمد مهدی سعيدی_بکتاش خضرايي_الوند زندی_سيد علي سيدنيا_محسن بيت الهي_مژده منصوری_علي علمدار_عماد علمدار_علي رضا علمدار_رسول علمدار_حسين ايرانمنش_فرنام کاويان_فرزام کاويان_سحر داد خدا زاده_محمد رضا خواجويي_سعيد نوحي_علي توکلي_ميثم دوست محمدی_ناصر اسدی_ نفیسه زراعت زاده_طلعت تنيده_کاوه خادميه_مهدی هاشمي_رضا ناصح_سپهر سيروس_شيرين نصيری_آرش افشار_محمد سعيدی.      

تهيه گزارش: نفیسه زراعت زاده و عماد علمدار

 با سپاس ويژه از آقاي عماد علمدار جهت يادآوري بزرگداشت روز زمين پاك و تلاش ايشان و سایر دوستان جهت پاكسازي كوهستان. (ناصح)

 بنام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه صعود قلة ارگ جوپار ارتفاع 3340 متر

منطقه جوپار مهمترین منطقه کوهنوردی استان کرمان بصورت نعلی شکل در 28 کیلومتری جنوب کرمان واقع گردیده و دارای ستیغ­ها و دیواره­های متعددی است که هر ساله کوهنوردان زیادی را بسوی خود فرا می­خواند. این منطقه دارای دو دسته قله­های اصلی و فرعی می­باشد که قلل اصلی آن از طرف دهانه قناتغستان و قلل فرعی آن از سوی شهر جوپار صعود می­گردند. این منطقه دارای چهار قلة چهارهزار متری به نامهای سه شاخ بزرگ 4135، بلوچی 4100، کیل جلال 4050 و کوه صفه 4000 متر می­باشد که همگی آنها از مسیر جانپناه جوپار صعود می­شوند. قله ارگ یکی از قله­های فرعی است که آن را می­توان از شهر جوپار یک روزه صعود کرد. در تاریخ 19/1/90 تیم 26 نفره­ای از باشگاه کوهنوردی جوپار در ساعت 7 صبح از محل شش مقسم جوپار حرکت و پس از یکساعت و نیم در محل چشمه خاکستری صبحانه را صرف و از طریق گردنة خاکستری و گود سیاه مسیر ادامه یافت. هوای منطقه به تدریج ابری و باد شدیدی شروع شد پس از حدود یکساعت و نیم، تیم مزبور به گردنة معروف صحراکار رسیدند وسرعت باد به حدی بود که حتی­ امکان برداشتن عکس در منطقه نیز مشکل بود. بنا به تشخیص سرپرست برنامه در نزدیکی قله فرمان برگشت و فرود داده شد و در ساعت 12 ظهر درحالیکه تیمی از گروه کوهنوردی اماوند عازم قلة سرکوه بودند و تلاقی آنها در محل چشمه میان کوهی با تیم ما و دقایقی احوال­پرسی، استراحتی کوتاه را به همراه داشت، نهار را در همان محل صرف و مسیر برگشت از طریق گود سیاه و قلعه گبرها انتخاب گردید که کوتاه­تر می­باشد اما دارای شیبهای تندی است. در ساعت سه بعداز ظهر همة اعضای تیم بر روی دشت دامنة جوپار قرار گرفتند. اعضای تیم عبارت بودند از:

1ـ میثم دوست محمدی(سرپرست برنامه)     14ـ محمدمهدی سعیدی

2ـ علی­رضا علمدار                                     15ـ میلاد ثنایی

3ـ مهدی روانبخش                                   16ـ مجید امین­زاده

4ـ امیر اخلاقی                                                17ـ رضا پیشگر

5ـ عماد علمدار                                                18ـ جلال بیگلری

6ـ علی علمدار                                         19ـ محمد حمزه­نژاد

7ـ حامد رمضانی                                      20ـ کاوه خادمیه

8ـ سعید نوحی                                                21ـ آرش افشار

9ـ محسن بیت­الهی                                   22ـ طلعت تنیده

10ـ الوند زندی                                               23ـ مژده منصوری

11ـ رسول علمدار                                     24ـ حسین ایرانمنش

12ـ علی توکلی                                       25ـ سامان بیگلری

13ـ مهدی هاشمی                                   26ـ رسول زندی

 گزارش از میثم دوست­محمدی

 

بنام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

برنامه صعود زمستانی قله چهل تن بردسیر

 قله چهل تن بردسیر به ارتفاع 3765متر در 55 کیلومتری غرب کرمان و یکی از قلل زیبای دنباله رشته کوه لاله زار می باشد. این قله با زمستانهای پر برف و تابستانهای سبز و زیبا  یکی از پرطرفدارترین مسیرهای صعود را در بین کوهنوردان استان کرمان دارد .

مسیرهای صعود آن عبارتند از : باغ بزم - صندل – ده جمعه – مقصودیه  که همه انها در زمستان خالی از سکنه و فقط حدود 3 خانوار در باغ بزم زندگی می کنند . این منطقه  یلاق بردسیری هاست و دره ای به نام ((در هوا)) با درختان گردو و چشمه ساران بسیار زیبا از دیدنی ترین مناطق  استان کرمان است .

شیبهای قله چهل تن ملایم و نام این قله  در نقشه های جغرافیایی بنام ((خاکستری )) درج گردیده و اهالی محل آن را قله ای مقدس می دانند و از فراز آن می توان دشتهای پر برف منطقه گوغر بافت را به تماشا نشست .

در تاریخ 13/12/89 تیم 14 نفره ای از باشگاه کوهنوردی جوپار اقدام به صعود این قله نمودند .این تیم پس از گذشتن از دره (در هوا)) و عبور از تراورسهای برفی تا ارتفاع 3500متری پیشروری و به علت کمبود وقت و حجم سنگین برف از مسیری دیگری اقدام به فرود نمودند .این برنامه در ساعت 5 بعد  از ظهر پایان یافت .لازم به یادآوری است این قله در برنامه های زمستانی باید 5/1 روزه صعود گردد. اعضای تیم عبارت بودند  از : میثم دوست محمدی – مجید امین زاده – علیرضا علم دار- حسین ایرانمنش – عماد علمدار – محسن بیت الهی – رسول علمدار – مجتبی عوض پور – طلعت تنیده – مژده منصوری – فریبا کریمی – رسول زندی – محمد حسین احمدی – جلال بیگلری پور (سرپرست برنامه ) .

گزارش از رسول زندی .

بنام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامة مرغزار و آموزش ساخت غار برفی

در تاریخ 2/12/89 تیم یازده نفره­ای از باشگاه کوهنوردی جوپار جهت آموزش ساخت غار برفی به سرپرستی آقای میثم دوست­محمدی عازم منطقة مرغزار در سی کیلومتری شمال کرمان گردیدند. این منطقه در دامنة کوهستان سیمک واقع گردیده و در زمستان از برف­گیرترین مناطق کوهنوردی کرمان است. باتوجه به بارش­های زمستان جاری ارتفاع برف در برخی از قسمت­ها به 5/1 متر می­رسید. تیم مزبور طی یک آموزش سه ساعته نحوة ساخت و استفاده از غار برفی که در مواقع کولاک و هوای بد می­تواند جانپناهی مناسب برای کوهنوردان باشد فرا گرفتند و در ساعت سه بعدازظهر در حالیکه برف و بوران شدید در منطقه آغاز گردیده­بود، این برنامه پایان یافت.

اعضای شرکت کننده: میثم دوست محمدی، رسول زندی، مجید امین زاده، الوند زندی، طلعت تنیده، کاوه خادمیه، محمد حسین احمدی، آرش افشار، علیرضا علمدار، عماد علمدار، محسن بیت اللهی

عکس ها : علیرضا علمدار

تهیه گزارش: رسول زندی

 

بنام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش صعود مشترک کشوری به قله لاله زار کرمان از مسیر شهر لاله زار (ارتفاع4351)

 تاریخ: چهارشنبه 13/11/89

سرپرست برنامه: اقای کاظمی

همنوردان: گروههای کوهنوردی از استانهای کرمان، سیستان و بلوچستان، فارس، زنجان، تهران و گروه کوهنوردی کرمان به نمایندگی مجتبی عوض پور

 طبق هماهنگیهای انجام شده صبح روز چهارشنبه ساعت 1130 از محل سالن سنگنوردی کرمن توسط مینی بوسهای حاضر در محل به اتفاق 48 نفر از کوهنوردان سراسر کشور بسوی شهر لاله زار حرکت کردیم. لازم به ذکراست بدلیل شرایط بد جوی، بسیاری از کوهنوردان کشور که اعلام امادگی کرده بودند نتوانستند به این برنامه بپیوندند. در ساعت 1330 با کمی تاخیر به دلیل بارش برف و یخبندان در جاده به مهد گل و گلاب، شهر لاله زار  رسیدیم که با استقبال گرم مردم و مسؤلین لاله زار به نهار دعوت شدیم. پس از صرف نهار و توضیحات مختصری از برنامه صعود توسط سرپرست برنامه اقای کاظمی به سمت دره ارتی به ارتفاع 2900 متر در مسیری پر برف براه افتادیم، با گذر از سد یخ زده لاله زار با برف کوبی مسیر را ادامه دادیم. در طول مسیر دوستان همنورد ما از استانهای دیگر با دیدن این برف فراوان در این استان کویری بهت زده و متحیر شدند. حدود ساعت1600 به دهانه ارتی که محل شب مانی تعیین شده بود رسیده و اقدام به برپایی کمپ کردیم. قله لاله زار با ارتفاع 4351 متر دومین قله استان کرمان و برف گیرترین منطقه این استان میباشد. طبق برنامه  قرار شد ساعت 0400 صبح روز بعد حرکت خود را به سمت قله اغاز کنیم که از نیمه های شب کولاک و برف شدیدی اغاز شد، شدت کولاک به حدی بود که چادرها تا نیمه در برف فرو رفته و چند چادر را نیز در هم شکست. این شرایط بد تا فردا ادامه داشت که با هماهنگی سرپرست تصمیم بر این شد با کمی صبر منتظر بهتر شدن شرایط جوی شویم که اینگونه نشد و بعد از چند ساعت انتظار و سرود خوانی جمعی در کولاک ساعت 1130 پنجشنبه اقدام به برگشتن کردیم و در ساعت 1530 به سالن ورزشی لاله زار رسیدیم. بدلیل بسته بودن جاده ها شب را در همین سالن مانده که مسؤلین و مردم مهربان و خونگرم لاله زار با اش رشته ای گرم پذیرای ما شدند. ساعت 0930صبح روز جمعه با تلاش و همت فروان مسؤلین محترم شهر( اقایان اسماعیل پور، فلاح و محمدی) مقدمات برگشت فراهم شد و ما را با خاطره ای شیرین و بیادماندنی بسوی کرمان بدرقه کردند. در پایان از دوستانمان در گروه اماوند کرمان به سرپرستی اقای کاظمی بخاطر تلاش فراوان در برگزاری این برنامه تشکر و قدردانی مینماییم.

 تهیه گزارش: مجتبی عوض پور

 

بنام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه تنگه هایقر به همراهی گروه بزمان کرمان—89.6.26 تا89.6.29

 عصر جمعه 26شهریور بر اساس هماهنگی قبلی با دوستان گروه بزمان و امیر اخلاقی، مجتبی عوض پور واینجانب علیرضا علمدار، همگی در شیراز جمع شده و از آنجا به سمت فیروز آباد و تنگه هایقر براه افتادیم. تنگه هایقر معروف به گراند کانیون ایران در 35کیلومتری جنوب غربی شهرستان فیروزآباد و بعد از روستای رودبا ل واقع شده است.  حدود ساعت 9شب بود که به تنگه هایقر رسیده و شب را در محل شب مانی در بالای تنگه استراحت کردیم. صبح روز اول حرکت، همگی اماده شده و پس از بستن کوله ها حرکت خود را از پائین تنگه به سمت سد آغاز کردیم. تنگه هایقر در بین مناطق ایران یکی از منحصر بفرد ترین هاست. دیواره های بلند و عمق زیاد دره، درختان بید، نیزارهای انبوه و رودخانه ای زیبا با حوضچه های عمیق طبیعت زیبا و مسحور کننده ای را به نمایش می گذاشت. حجم و عمق آب در برخی مناطق بسیار زیاد بود که فرصتی را برای همگی جهت شنا کردن و آبتنی می داد. روز اول را با پیاده روی در طول تنگه و شنا کردن و گذر از حوضچه ها گذرانده و به محل شب مانی دوم رسیدیم و شب را در آنجا استراحت کردیم. روز دوم با گذشتن از برخی مناطق صعب العبور که انبوهی از پوششهای نیزار وبید بود گذشته ودر برخی مناطق هم کمی دست به سنگ می شدیم. شب سوم را نیز در محل شب مانی سوم استرحت کردیم. نور پردازی مهتاب در این دره عمیق با دیوارهای بلند و صدای آب در کنار دوستان شبهای بیاد ماندنی را به خاطر گذاشت. روز سوم نیز پس از گذشتن از مناطق زیبای تنگه و چشمه های آب گوارا که از زیبایی های وصف نشدنی مسیرند به نزدیکی محل احداث سد رسیدیم و در ساعت 3 بعد از ظهر روز 29 شهریور از تنگه خارج شدیم.  با تشکر از آقای اسماعیل کریمی که راهنمای برنامه بوده و با راهنمایی بجا مسیر را هموارتر نمود.  در پایان تنها نکته ای که باقیست گریستن در سوگ گراند کانیون ایران است که قرار بود به ژئوپارک بدل شود و در حقیقت به یکی از قطب های گردشگری ایران تبدیل گردد، که متاسفانه فتنه سد سازی به جان این تنگه افتاده و قرار است بدین بهانه نابود گردد و زیر آب رود. ...

 به امید روزی که طبیعت ایران دستخوش تخریب ناشی از این نسنجیدگیها نباشد.

اعضاء شرکت کننده: امیر اخلاقی، مجتبی عوض پور، غلامرضا جاویدنیا، علیرضا علمدار

اعضاء گروه بزمان: اسماعی کریمی سرپرست گروه، عظیم عارف، بهزاد عراقی پور، نادیا قلعه آقایی، پریا قلعه آقایی، محبوبه صالحی، مریم بهرامی، یاسر نقوی.

 تهیه گزارش: علیرضا علمدار

 

به نام خالق کوه ها 

 اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

برنامه صعود به قله بازرگان  ارتفاع 3510 متر

قله بازرگان كه به معني بزرگان است در بيست كيلومتري شمال كرمان و جزئي از رشته كوه هاي كوهپايه به شمار مي آيد. اين قله در قسمت جنوب آن با ديواره ها و دهليزهاي بلند و در قسمت شمال آن بصورت پشته هاي ملايم و نرم بسوي منطقه بيدوئيه ادامه دارد. در تاريخ 16/7/89 تعداد يازده نفر از گروه كوهنوردي جوپار در ساعت 6 صبح بسوي منطقه حركت و در ساعت 45/6 در محل سر آسياب شش از خودرو پياده شده و طي يكساعت و نيم راهپيمايي بُندر سرآسياب رسيديم. بُندر به ضم ب در لهجه كرماني به محلي گفته مي شود كه ابتداي آب چشمه ها و بيرون آمدن قنوات است. پس از صرف صبحانه تا زير ديواره ها ادامه مسير داديم. به دليل كمبود وقت و بيماري دو تن از دوستان، مسير را به سوي آبشار بازرگان تغيير داده و پس از استراحت در محل آبشار در ساعت 4 بعدالظهر بسوي پايين سرازير شديم. اعضاي تيم: وحيد كرمي، وحيد شمسي، مهدي هاشمي، ميثم دوست محمدي، امير اخلاقي، سعيد نوحي، مهدي روانبخش، حامد رمضاني، رضاناصح، ميلاد سنايي و نگارنده رسول زندي

به اميد ديدار مجدد دوستان در برنامه هاي بعد

تهيه گزارش : رسول زندي

به نام خالق کوه ها 

 اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه قله دونا به همراهی گروه هامون کرج-جمعه 2/7/89

بر اساس هماهنگی قبلی با دوست و همنورد قدیمی گروه آقای حمید خطیبی به اتفاق ایشان  در برنامه گروه هامون کرج جهت صعود قله دونا شرکت کردم. قله دونا با ارتفاع 3630 متری در رشته کوه البرز قرار دارد که از چندین مسیر امکان صعود آن وجود دارد در این برنامه مسیر صعود از روستای دونا انتخاب شده بود که جهت رسیدن به روستا از محل پل زنگوله رود در جاده کرج-چالوس به سمت روستا میرویم . از شهرستان کرج تا روستا 90 کیلومتر است.جهت صعود به این قله با یک تیم معمولی بین 10 تا 20 نفر زمانی حدود 6 الی 7 ساعت نیاز میباشد.فایل جی پی اس مسیر و تعدادی از عکسهای برنامه تقدیم میگردد.با تشکر از دوستان گروه هامون کرج

گزارش : محمدرضا جاویدنیا

فایل GPS این برنامه جهت دانلود

 

به نام خالق کوه ها 

گزارش فتح قله هزار 4 و 5 شهریور ماه 1389

 اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

  با سلام به طبیعت دوستان گرامی.

در روز پنج شنبه مورخ 4 شهريور طي برنامه هفتگي قرار بود که  گروه در برنامه دو روزه به کوه شاه برود  ولي بدليل بارندگي و گزارش هواشناسي و توافق اعضاء گروه  و با توجه به این که در صورت بارندگی نیاز به پناهگاه خواهیم داشت، برنامه به کوه هزار تغيير کرد. ساعت 2.5 بعدازظهر اعضاء گروه بنامهاي آقايان محمدرضا خواجويي، حامد رمضاني، مهدی روانبخش، عليرضا جاويدنيا، مهدي جاويدنيا، رضا ناصح، سعید نوحي، ناصر اسدی، علیرضا علمدار، عماد علمدار، احسان موحدی، میلاد سنایی و مهدی هاشمي کرمان را به سمت راين ترک کردند. البته صبح روز بعد آقای محمدرضا جاویدنیا نیز که با وسیله شخصی آمده بود در پناهگاه به دیگر اعضا ملحق شد. ساعت 4.5 بعداز ظهر از کنار آبشار به سمت پناهگاه حرکت کرديم. پياده روي در هواي لطيف و مطبوع پس از باران بسيار لذت بخش بود. قبل از تاريک شدن هوا ساعت 6.45 به پناهگاه رسيديم و افطار را در آنجا بودیم. در ساعت 8 شب بارانِ شدیدي همانند  باران های بهاري و بسيار زيبا باريد وپس از آن هوا صاف شد. تعدادي از اعضاء چادر زدند و بيرون پناهگاه خوابيدند. صبح روز بعد ساعت 6.45 نه نفر به سمت قله هزار حرکت کرديم. هوا بسيار عالي بود نه از گرماي سوزان خورشيد و نه از سرما و باد شديد خبري بود. ساعت 10 صبح در تاج خروس استراحت کوتاهی همراه با صرف صبحانه کردیم و مجددا به راه افتادیم. ساعت 11.15 تمامي نه نفر به قله رسيدند. در راه برگشت يکي از اعضاء به اشتباه از ارديکان پايين آمد که خوشبختانه به سلامت در راين به گروه پيوست. ساعت 4 از پناهگاه بسمت پايين حرکت کرديم که در راه باران تندي گرفت و تقریبا همگی خیس شدیم . بالاخره  ساعت 5.5 همه بسلامت به آبشار هزار ، محل استقرار ماشین رسيديم و پس از خداحافظی با  کوهستان زیبای هزار به سمت کرمان به راه افتادیم. به امید جمع شدن دوباره دوستان در برنامه های بعدی.

 تا برنامه بعد خدانگهدار          

گزارش برنامه: مهدی هاشمی

 آرشيو 1- برنامه هي قبلي

آرشيو 2- برنامه هاي قبلي

آرشیو 3- برنامه های قبلی

آرشیو 4- برنامه های قبلی

 
 
 
Freelance Web Designer