|
گزارش صعود به بام
آفريقا
گزارش صعود به قله كليمانجارو
توسط كوهنوردان گروه جوپار براي اولين بار در كرمان
موضوع برنامه: صعود
كيليمانجارو
مدت برنامه: 14 روز
از 17/6/88 تا 1/7/88
تعداد اعضاء گروه: 8
نفر كه 2 نفر از استان كرمان گروه كوهنوردي جوپار، 5
نفر استان تهران و يك نفر از استان آذربايجان شرقي
اعضاي گروه جوپار : سعيد نوحي و نيما ابراهيمي
گزارش صعود:
روز 12 سپتامبر برابر
با 21 شهريور
طبق برنامه تعيين شده
اعضاء گروه وسائل مورد نياز خود را جهت صعود در دو
بخش آماده كردند. يك بخش در كيسه هاي بار توسط
باربرهاي تيم به بالا حمل مي شد كه در هر توقف در
اختيار اعضاء قرار ميگرفت و بخش ديگر در كوله كوچك
توسط اعضا حمل مي شد. مازاد لوازم نيز در انبار هتل
گذاشته شد.
- حركت از هتل
زارا واقع در شهر موشي نزديك ترين شهر به
كيليمانجارو ساعت 2 بعدالظهر به همراه تيم باربر و
خدماتي.
- ورود به
دروازه مسير مارانگو به ارتفاع 1970 متر از سطح دريا
ساعت 3 بعدالظهر و صرف ناهار سبك قبل از شروع حركت.
بر اساس قوانين موجود هر گروه بايد با همراهي
راهنماهاي محلي و با ثبت كامل مشخصات وارد منطقه
بشوند كه علاوه بر كنترل گروهها به لحاظ مسير حركت،
رعايت ضوابط مربوطه و تعيين محلهاي استراحت باعث
ايجاد شغل براي بوميان شده است.
- ورود به
پناهگاه (شله) اول بنام ماندرا به ارتفاع 2700 متر
بعد از حدود سه ساعت پياده روي در يك مسير زيباي
جنگلي با پوشش انبوه گياهان استوائي و صداي دلنواز
جريان آب و پرندگان. اتاقكهاي زيباي چوبي جهت
استراحت در هر پناهگاه در نظر گرفته شده كه بصورت
چهار نفره و شش نفره در اختيار كوهنوردان قرار مي
گيرد. گروه همراه كه علاوه بر باربر، شامل راهنماي
اصلي، كمك راهنما و آشپز مي باشد در هر توقف به سرعت
غذاي گرم و چاي و قهوه را آماده و در رستوراني كه
جهت همين امر در نظر گرفته شده از گروه پذيرائي مي
كند. براي كوهنوردان ايراني كه عادت به حمل كل بار
توسط خود و صرف غذاهاي آماده دارند سرو غذاي گرم در
ظروف چيني به تنقلات و چاي و قهوه بسيار تشريفاتي به
نظر مي رسد.
صبح روز بعد ساعت
8:30
حركت به سمت پناهگاه بعد حركت مي كنيم. رفته رفته از
پوشش گياهي كاسته شده و تابش آفتاب در ارتفاع از لذت
راهپيمائي مي كاهد ولي جاذبه هاي مسير و درجه حرارت
مطلوب در اين فصل تحمل آنرا ميسر ميكند. يك استراحت
كوتاه و پذيرائي در بين مسير و شيب ملايم طي مسير را
بسيار آسان مي نمايد. بعد از حدود سه ساعت اولين
افراد به پناهگاه هورمبو به ارتفاع 3720 رسيدند.
شرايط استقرار در اين پناهگاه نيز مانند پناهگاه قبل
مشابه بود و پذيرائي مناسبي انجام پذيرفت. دماي هوا
در شب نيازمند پوشش لازم جهت صعود زمستاني بود. از
پناهگاه هورمبو با توجه به ارتفاع و آمادگي اعضاء،
بعضي از گروهها جهت هم هوائي بهتر تمهيدات خاصي را
در نظر مي گيرند. به عنوان مثال دو شب در هورمبو
اقامت مي كنند و يا روز بعد به سمت پناهگاه بعد (
كيبو به ارتفاع 4700 متر) حركت كرده و بعد از توقف
يكي دو ساعت در آنجا مجدداً به هورمبوبر مي گردند.
دو نفر از گروه ايران به دليل شرايط نا مساعد جسمي
در پناهگاه هورمبو ماندند و شش نفر ديگر گروه صبح
روز بعد به سمت كيبو حركت كردند . اكثر مسير كيبو با
توجه به ارتفاع فاقد هر گونه پوششي بود. پس از طي
بيش از نه كيلومتر مسير ساعت 12 ظهر به پناهگاه كيبو
به ارتفاع 4700 متر رسيديم. با توجه به شرايط جوي
قله صعود هاي كيليمانجارو معمولاً در نيمه شب از
كيبو آغاز مي شود و تلاش گروهها در برگشت در ساعات
اوليه بامداد صورت مي گيرد. در طول روز حتي در صورتي كه جوي
منطقه نيز پايدار باشد تابش آفتاب آزار دهنده است.
گروه ايران در ساعت دوازده و نيم بامداد از پناهگاه
حركت خود را آغاز و پس از طي شيب نسبتاً تند به
گردنه گيلمنز پوينت (Gilmans point) به ارتفاع 5685
متر رسيديم. پس از آن از شيب تند مسير كاسته مي
شود و طي طريق را با وجود مشكلات ارتفاعي سهل تر مي
كند. پس از گذشتن از گردنه حدوداً يك ساعت مسير تا
رسيدن به قله اهورا (Uhura) به ارتفاع 5895 متر باقي
مي ماند. هر چند با توجه به كاهش بارندگي در
سالهاي اخير يخچال دائمي قله بسيار كوچك شده است ولي
هنوز هم دهانه موجود در بالاي كوه، برفهاي باقيمانده
و خصوصاً تماشاي قله ماونزي (Mawenzi) از بالاي
كيليمانجارو زيبائي خارق العاده اي دارد كه لذت
ايستادن بر بام افريقا را صد چندان مي كند.
تهيه گزارش: نيما ابراهيمي و سعيد نوحي
گزارش برنامه دوم
عبور از تنگه رغز
گزارش برنامه دوم عبور از
تنگه رغز- 5 مرداد 1388
بنام خدا
دلايل
تكرار برنامه :
ديدن تصاوير خارق
العاده و اعجاب انگيز برنامه اول عبور از تنگه رغز و
تعاريفي كه پويندگان برنامه اول از آن مي كردند،
انگيزه اي شد تا بسياري از دوستاني كه موفق نشده
بودند در اين برنامه شركت نمايند مصمم به تكرار اين
برنامه شوند. با تشكيل جلسات و صحبت هاي فراوان
بالاخره تصميم گرفته شد كه مجددا برنامه عبور از
تنگه رغز در تاريخ 5 مرداد ماه 1388 تكرار شود.
افراد
شركت كننده و گزارش سفر:
ظهر پنجشنبه 4
مردادماه 1388 افراد زير با يك عدد اتومبيل ون و يك
عدد سواري سمند به سوي داراب حركت كردند:
آقايان: محمدرضا،
عليرضا، مهدي و مرتضي جاويدنيا، سعيد و علي نوحي،
نيما ابراهيمي، مهدي هاشمي، محمدرضا خواجويي، حامد
رمضاني ، وحيد شمسي، رضاناصح از گروه جوپار و دوستان
مهمان: امير رواقي، ميلاد سنايي، رضا علوي و احسان
موحدي ( كه در سيرجان به گروه ما ملحق شد).
در نزديكي داراب آقاي
محمد سراج از كوهنوردان گروه آرش فارس و نيز آقاي
حميد خطيبي از دوستان قديمي گروه جوپار به گروه
اضافه شدند و تيم 18 نفره ما حدود ساعت 9 به روستاي
شمس آباد رسيد. در اين روستا اتومبيل ها را در منزل
يكي از اهالي گذاشته وسايل را برداشته و به سوي
دهنه دره پياده به راه افتاديم. حدود ساعت 12 نيمه
شب به نزديكي امازاده رسيديم و تصميم گرفتيم شب را
در زمين نسبتا هموار اين منطقه سپري نماييم. لذا پس
از صرف شام حدود ساعت 12 شب خوابيديم. سرتا سر شب
باد شديدي مي وزيد كه عملا نگذاشت كسي بيش از يكي دو
ساعت به خواب رود. ترس از مار و عقرب و رتيل كه در
طول مسير بارها و بارها مشاهده شدند نيز وجود داشت.
حدود ساعت 5 صبح بيدار شده و به سمت دهنه تنگه براه
افتاديم. پس از حدود 2 ساعت كوه پيمايي (كه شامل 20
دقيقه عبور از يك شيب تند بود) به دهانه تنگه
رسيديم. در اين نقطه صبحانه را صرف كرده و وسايل خود
را با استفاده از پاكت هاي پلاستيكي ضد آب نموديم و
با تجهيز وسايل فرود آماده رفتن به درون تنگه شديم.
تهديد
در ابتداي مسير و ممنوعيت فرود:
در اين لحظه شخصي
بنام آقاي نصير بهمنش به ما رسيده و گفت كه فرود از
دره به دلايل زيست محيطي ممنوع است و فقط استفاده
از 13 حوضچه كه نيازي به فرود با طناب ندارند مجاز
مي باشد. ايشان همچنين تهديد نمود كه اگر از تنگه
عبور نماييد در پايين تنگه قطعا با مردم بومي درگير
خواهيد شد. ممكن است طناب و وسايل شما را بگيرند و
يا سر طناب را ببندند تا كسي نتواند از آخرين آبشار
كه مرتفع ترين و خطرناك ترين نيز هست فرود بيايد.
اولين اعتراضي كه به ايشان نموديم اين بود كه ما از
وجود چنين ممنوعيتي بي خبريم و اگر چنين چيزي باشد
بايستي هيات كوهنوردي استان كرمان براي ما فاكس مي
كرد. همچنين چرا اين موضوع را در دهانه تنگه به ما
مي گوييد. اگر نمي خواستيد اطلاع رساني را در كرمان
انجام دهيد تا 600 كيلومتر راه را بيهوده نپيماييم،
لااقل قبل از بالا آمدن و در روستا اين موضوع را
گوشزد مي كرديد. همچنين كوهنوردان بي آزارترين افراد
به محيط زيست مي باشند و حتي يك پوست شكلات را هم از
خود بجاي نمي گذاريم. در عين حال به دليل اين كه
برخورد ايشان و لحن صحبت هاي ايشان دوستانه بود، از
حساسيتي كه ايشان در مورد مساله حفظ محيط زيست از
خود نشان دادند تشكر كرديم و گفتيم با توجه به اين
كه مسافت زيادي براي رسيدن به اين منطقه پيموده ايم
قول نمي دهيم كه پس از حوضچه سيزدهم برگرديم و نيز
اميدواريم كه با مردم بومي منطقه درگير نشويم (البته
در آن زمان نمي دانستيم كه اين مردم بومي كه قرار
است با آنها درگير شويم و طناب ها و وسايل مارا
بگيرند و سر طناب ما را ببندند همين جناب آقاي بهمنش
و دوستان ايشان خواهند بود!).
گزارش
عبور از تنگه:
در هر حال به سمت
پايين دره حركت كرديم و همانگونه كه در گزارش قبلي
آمده است آبشار ها و حوضچه ها را يكي پس از ديگري
گذرانديم. با توجه به اين كه جزئيات آبشارها در
گزارش برنامه قبلي آمده است از ذكر مجدد آنها اجتناب
مي كنيم. يكي از مشكلات موجود اين بود كه بسياري از
دوستان شنا بلد نبودند و تنها با استفاده از كوله
پشتي خود كه چند عدد بطري خالي آب معدني در آن قرار
داده بودند روي سطح آب شناور مي ماندند. در طول مسير
بسيار پيش مي آمد كه بايستي از فاصله نسبتا بلندي به
داخل حوضچه ها مي پريديم و اين براي دوستاني كه شنا
بلد نبودند فوق العاده مشكل بود. در بعضي موارد از
يك طناب كوتاه استفاده مي كرديم تا اين دوستان فاصله
كمتري را به داخل حوضچه بپرند. يكي از سخت ترين
فرودها براي اين افراد فرود از آبشاري بود كه داخل
تاريكي فرو رفته بود و كف آن ديده نمي شد. در عين
حال انتهاي طناب (كه آن را بصورت دولايه انداخته
بوديم ) با سطح آب حدود 8 متر فاصله داشت و افراد مي
بايستي از ان ارتفاع به داخل آب مي پريدند. اين
موضوع استرس زيادي به بچه ها وارد كرده بود. در اين
حال آقاي خواجويي به كمك آقاي علي نوحي در يك
گودي روي ديواره قرار گرفته بودند و سر طناب را در
دست داشتند و بچه ها را به سمت اين گودي هدايت مي
كردند و گاهي با استفاده از همان طناب كوچك مسير پرش
را برايشان كوتاه مي كردند كه اين موضوع كمك زيادي
به اين بچه ها كرد. مناظر به قدري بديع، زيبا و
اعجاب انگيز بودند كه گويي تمام سفر در فضاي خواب و
خيال و رويا در حال سپري شدن است. چيدمان خارق
العاده اي از سنگ، آب، نور، سايه و سبزه ها و خزه ها
و آبشارها و حوضچه هاي سنگي كه انگار به دقت به شكل
كنگره كنگره تراشيده شده اند و آب نماها و آكواريوم
هاي طبيعي و ماهيان زيبايي كه از آدم ها نمي ترسند.
ديواره هاي بسيار بلندي كه لانه كبوتران است و
آبگيرهايي كه آب هاي شفاف و سبز رنگ را در خود جاي
داده اند و با اشعه هاي زيباي خورشيد كه گاهي اين
فرصت را پيدا مي كنند تا از لابلاي ديواره هاي سر به
فلك كشيده به درون آنها بتابند، بازي مي كنند. به
جرات مي توان گفت كه همگي در تمام مسير هيپنوتيزم
شده بوديم و در خلسه اي كه زيبايي هاي اين طبيعت
اعجاب انگيز به ما تحميل كرده بود فرو رفته بوديم و
گويي در دنياي ديگري قدم مي زنيم.
پسر اينجا بهشته!
بهشت!!
اين فرياد آقاي
خواجويي بود كه بي اختيار از اعماق وجودش برخواسته
بود و همگي شنيده و تاييد كرديم.
پس از گذراندن دو
فرود در تاريكي حدود ساعت 15 به فضاي نسبتا همواري
مي رسيم كه محل استراحت و صرف نهار است. پس از صرف
نهار به سمت پايين دره حركت مي نماييم و حدود ساعت
18 به آخرين آبشار يا آبشار وداع مي رسيم. همانطور
كه در گزارش قبلي آمده است اين آبشار بلندترين آبشار
مسير بوده و با توجه به اين كه مسير آن كاملا مستقيم
نيست و همچنين وجود يك كلاهك در انتهاي آن، به نوعي
مي توان گفت فني ترين فرود نيز مي باشد.
درباره
مخاطرات مسير و
توصيه هاي لازم براي كساني كه قصد عبور از اين تنگه
را دارند:
اگر چه هر چه كه از
زيبايي هاي مسير بگوييم باز هم كم گفته ايم اما
بايستي به مخاطرات مسير نيز توجه نمود تا اگر دوستان
ديگري تصميم به اجراي اين برنامه داشته باشند با
مشكلي مواجه نشوند. البته ذكر اين نكته نيز حائز
اهميت است كه اگرچه ما به دليل نداشتن اطلاعات مربوط
به ممنوعيت عبور از اين تنگه، و روشن نبودن صحت و
سقم ادعاهاي آقاي بهمنش و دوستان ايشان برايمان (كه
نه كارت شناسايي ارائه كردند و نه حكم موثقي نشانمان
دادند)، اين برنامه را اجرا نموديم اما با جستجوهاي
اينترنتي به بخشنامه اي برخورديم كه در بهمن 86 توسط
آقاي شعاعي، رئيس فدراسيون كوهنوردي به هيات
كوهنوردي استان تهران داده شده و تمام برنامه هاي
ورزشي در اين تنگه تا اطلاع ثانوي ممنوع اعلام شده
است. لذا به دوستان توصيه مي كنيم كه با استعلام از
فدراسيون كوهنوردي اگر همچنان اين ممنوعيت به قوت
خود باقي باشد، انجام اين برنامه را به زمان ديگري
كه اين ممنوعيت مرتفع خواهد شد موكول نمايند.
در هر صورت داشتن
مهارت فرود، تا حدودي صخره نوردي و نيز شنا در اين
برنامه كاملا ضروري است و حتي با توجه به استهلاك
بدني كوهنوردان توصيه مي شود حتي كساني كه شنا نيز
بلدند با خود جليقه نجات همراه بياورند تا اگر
چنانچه دچار گرفتگي عضلات شدند مشكلي برايشان پيش
نيايد. لازم به ذكر است دو نفري كه در آخرين حوضچه
غرق شدند و لوح يادبود آنها در آنجا نصب شده است
كساني بودند كه شنا بلد بودند و تا آخرين حوضچه شنا
كرده بودند. همچنين توصيه مي شود با توجه به وجود
حشرات گزنده و مار در طول مسير (قبل از ورود به
تنگه)، از لباس هاي پوشيده استفاده نموده و آمادگي
برخورد با اين موارد را داشته باشند. همچنين توصيه
مي شود در صورت امكان، عبور از تنگه به مدت دو روز
انجام شود تا خستگي كمتري نصيب دوستان شود. همچنين
با توجه به باز شدن بعضي از كارگاه ها و يا فابل
اطمينان نبودن بعضي از آنها به دليل قرار داشتن در
شرايط مرطوب و آفتاب، طناب هاي كوتاه و تجهيزات
اضافي جهت نصب كارگاه هاي جديد به همراه داشته
باشند.
درگيري
در آخرين فرود:
همانگونه كه گفتيم
حدود ساعت 18 به آبشار وداع رسيديم و هنگامي كه از
بالا به پايين نگاه كرديم آقاي بهمنش را ديديم كه
همراه با دوستانشان انتظار ما را مي كشيدند. در هر
صورت طناب را انداخته و آماده فرود شديم. اولين نفر
آقاي محمد رضا جاويدنيا فرود را انجام داد كه به محض
پايين آمدن به روي ايشان چوب كشيدند و قصد كتك زدن
ايشان را داشتند. همچنين بلافاصله سر طناب ما را
بستند تا بقيه نتوانند فرود آيند. اين مراحل را فيلم
برداري كرديم كه اين فيلم را مي توانيد از
اينجا دانلود
نماييد. بالاخره با وساطت شخصي بنام آقاي خرسند كه
از كوهنوردان با سابقه منطقه بود، دار و دسته آقاي
بهمنش راضي شدند طناب را آزاد كنند و اجازه فرود به
ساير دوستاني بدهند كه حالا بايستي علاوه بر استرس
ناشي از تحليل رفتن عضلات و خستگي عضلاني و نيز
استرس ناشي از فني ترين و طولاني ترين فرود پيش رو،
استرس مربوط به درگير شدن با اين آقايان و امكان
معلق ماندن بين زمين و آسمان را نيز اضافه كنند. اين
بازي خطرناك ممكن بود تلفات هم داشته باشد كه
خوشبختانه به خير گذشت.
تداوم درگيري و كشيده شدن
موضوع به پاسگاه:
پس از پايين آمدن
همگي بچه ها تعدادي به سمت روستا رفته بودند و
تعدادي كه هنوز به بقيه نرسيده بودند به نوعي مي
توان گفت توسط آقاي بهمنش گروگان گرفته شدند! ايشان
متذكر شدند كه شما جايي نرويد تا تكليف مشخص شود.
بعد با شخصي كه به ادعاي ايشان رئيس هيات كوهنوردي
فارس بود تلفني صحبت كردند. در اين ميان آقاي محمد
سراج كه از كوهنوردان گروه آرش شيراز مي باشد با
رئيس هيات صحبت كردند. ما اگر چه چيزي از صحبت هاي
رئيس هيات فارس نشنيديم ولي پس از اتمام صحبت ها
آقاي بهمنش فرمودند كه بايستي طناب شما را بگيريم و
بعد به آدرس شما (با هزينه خودمان) ارسال نماييم.
البته ما كه نفهميديم اين چه نوع تنبيهي است اما به
ايشان گفتيم كه طناب را به شما مي دهيم و در مقابل
رسيدي به ما بدهيد. آقاي بهمنش جواب دادند كه چون
شما خلاف كرده ايد طناب را مي گيريم و رسيد هم نمي
دهيم!! هر چه به ايشان گفتيم كه حتي پليس هم كه
اتومبيل كسي را توقيف مي كند رسيدي به شخص مي دهد
اما ايشان زير بار نرفت. در نهايت سوار بر خودروهاي
دوستان آقاي بهمنش براه افتاديم تا به ساير دوستان
رسيديم. در آنجا آقاي بهمنش مجددا درخواست طناب كرد.
با پافشاري آقاي بهمنش مبني بر اين كه طناب را بايد
بدهيد و رسيد هم خبري نيست تصميم گرفتيم كه موضوع را
با پاسگاه درميان بگذاريم. به ايشان گفتيم طناب را
به پاسگاه تحويل مي دهيم. در اين لحظه آقاي بهمنش
هنگامي كه حرف پاسگاه پيش آمد با اندكي چرخش از
مواضع سابق خود گفت: طناب را بدهيد رسيد بگيريد! اما
دوستان تصميم خود را گرفته بودند و گفتند كه ما طناب
را تنها به پاسگاه تحويل مي دهيم و اگر هم خلافي
كرده باشيم تنها مرجعي كه اجازه برخورد قانوني با ما
را دارد نيروي انتظامي و پاسگاه مي باشد. در اين
زمان جمله جالبي توسط آقاي بهمنش بيان شد كه جاي
تامل دارد. ايشان فرمودند: اگر سر طناب شما را آزاد
نمي كرديم مي ديديد كه چگونه طناب را مي داديد و خوب
هم مي داديد!! معني اين جمله چيزي جز اين نيست كه
بگوييم ما حتي با به خطر انداختن جان شما مي بايستي
حرفمان را به كرسي مي نشانديم و اشتباه كرديم كه اين
كار را نكرديم!! پس از گفتگوي مختصري با وجود اين كه
يكي از كوهنوردان پيش كسوت فارس بنام آقاي عباسي سعي
مي كرد قائله تمام شود و به پاسگاه نرسد اما با
تصميم دسته جمعي به سوي پاسگاه روانه شديم. البته
اتومبيل پاسگاه قبل از رسيدن ما به منطقه رسيد اما
براي ادامه بحث و بررسي به پاسگاه رفتيم. در پاسگاه
صحبت هاي زيادي بين نمايندگان ما و آقاي بهمنش
ودوستانش صورت گرفت تا اين كه بالاخره ماموران
پاسگاه واسطه شدند و بدون اين كه لزومي به گرو كشي و
طناب گرفتن و غيره باشد، قائله خاتمه يافت. در اين
جا باز هم بايستي از پادرمياني هاي كوهنوردان پيش
كسوت آقايان خرسندي و عباسي تشكر ويژه اي داشته
باشيم. بالاخره با چند ساعت تاخير با بدن هايي خسته
و اعصابي آزرده از مهمان نوازي هاي بي نظير آقاي
بهمنش و دوستانشان، ساعت 22:30 از داراب به سمت
كرمان راه افتاديم.
بحث مختصر حقوقي:
در اين جا ما سعي مي
كنيم صرفا موضوع را مختصرا از ديد حقوقي بررسي كنيم.
اين كه چرا محيط زيست و منابع طبيعي كشيدن جاده در
دماوند، قطع درختان 100 ساله و 200 ساله را براي
احداث يك جاده روستايي كه روستاي آن تنها 10 نفر
سكنه دارد و يا چراي بي رويه دام عشاير در
كوهستانهاي بكر و ... ر اممنوع نكرده است و تنها
فعاليت كوهنورداني را ممنوع كرده كه حتي يك پوست
شكلات از خود بجاي نمي گذارند، جاي سوال دارد اما ما
به اين مقوله نمي پردازيم. همان گونه كه گفتيم
كيلومترها راه را طي كرديم و به منطقه رسيديم. سپس
دو سه ساعت كوهپيمايي كرديم تا به دهنه تنگه رسيديم
و در آنجا با شخصي مواجه شديم كه بدون ارائه كارت
شناسايي و يا نشان دادن يك سند موثق خبر از ممنوعيت
ورود به تنگه را مي دهد.
باز هم اگر برما ثابت
مي شد كه واقعا اين تنگه قرق است (و براي كوهنوردان
هم قرق است)، شايد (فقط شايد) برمي گشتيم، اما تصور
كرديم كه ملاحظات زيست محيطي مطرح است و لذا گفتيم
مي رويم و مواظب خواهيم بود تا به طبيعت آسيبي
نرسانيم. ممنوعيت ورود به اين تنگه براي ما وقتي
محرز شد كه برگشته بوديم و در اينترنت جستجو كرديم و
به بخشنامه اي برخورديم كه در بهمن ماه 86 توسط آقاي
شعاعي ابلاغ شده بود و ورود به تنگه را تا اطلاع
ثانوي ( و نه براي هميشه) ممنوع اعلام نموده بود.
(آنهم نه در سايت فدراسيون كه در سايت هيات
كوهنوردي استان تهران). به همان دليلي كه اصلا از
اين ممنوعيت خبردار نشده بوديم مي توان گفت كه اگر
هم روزي اين ممنوعيت برطرف شود باز هم خبر دار
نخواهيم شد!!
اگر جرمي اتفاق
افتاده باشد سيستمي كه باعث عدم اطلاع رساني مناسب
شده است نيز شريك جرم خواهد بود. اين كه آيا
فدراسيون به هيات هاي استان ها ابلاغ ننموده يا اين
كه آيا هيات استان به گروه ها ابلاغ ننموده مهم
نيست. مهم اين است كه گروه معتبري مانند جوپار كرمان
با سابقه 20 ساله حتي يك فاكس در اين خصوص دريافت
نكرده است. از زاويه ديگري نيز مي توان با اين پديده
روبرو شد: آيا در اين قانون مجازاتي براي متخلفين در
نظر گرفته شده يا نه؟ اگر نشده كه اين قانون ناقص
است و ضمانت اجرايي ندارد اما اگر شده كجاي قانون
است و چه كسي يا نهادي اجازه دارد اين مجازات ها را
اعمال كند. آيا مجازات اين تخلف، گرفتن طناب تعيين
شده؟ و آيا شخص آقاي بهمنش به عنوان مامور اجراي
قانون معين شده است؟ اگر جواب همه اين سوالات مثبت
است آيا نبايد ايشان به عنوان مامور قانوني، اين
قانون و حكم خود را به عنوان مامور اجراي قانون
نشانمان مي داد؟ حال اگر جواب منفي است ايشان با
استناد به چه قانوني خواهان گرفتن طناب مي شوند؟ آيا
اين معنايي به جز باج گيري دارد؟ باز هم تاكيد مي
كنيم كه گروه كوهنوردي جوپار به عنوان يك گروه دوست
دار محيط زيست كه حتي چند مورد در اعتراض به تخريب
محيط زيست در مقابل اداره منابع طبيعي استان تحصن
نيز كرده است، حساسيت آقاي بهمنش را نسبت به حفظ
محيط زيست مي ستايد اما معتقد است كه همواره بايستي
همگان تابع قانون باشيم. چوب كشيدن بسوي همنوردان،
بستن طناب و به خطر انداختن جان همنوردان، درخواست
غير قانوني طناب و باج گيري نه در شان جامعه
كوهنوردي است و نه با مهمان نوازي مردم فارس سنخيت
دارد.
پايان
كلام:
اين سفر نيز با تمام
ماجراهاي تلخ و شيرينش، همچون خوابي و خيالي گذشت و
تنها خاطره اي از آن در اذهان ما بجاي ماند اما
داستان عظمت و زيبايي آفريدگار همواره جاري است.
زندگي تر شدن پي در
پي
زندگي آب تني كردن در
حوضچه (اكنون) است
رخت ها را بكنيم
آب در يك قدمي است
تشكر
و سپاسگذاري:
در اين برنامه لازم
است از دوست و همنورد خستگي ناپذير و بزرگوار جناب
آقاي عليرضا جاويد نيا كه زحمت آماده سازي بسياري از
كارگاه ها را عهده دار بود و نيز به دليل كمك هاي
فني ايشان به دوستان، در طول برنامه، صميمانه تشكر
نماييم . همچنين از دوستان ديگر آقاي محمد رضا
جاويدنيا و امير رواقي نيز به دليل كمك به آماده
سازي كارگاه ها و كمك به دوستان در طول فرودها تشكر
فراوان مي نماييم. همچنين از دوستان و همنوردان عزيز
آقايان محمدرضا خواجويي، علي نوحي، حامد رمضاني
(بخصوص آقاي محمدرضا خواجويي) كه در مواقع ضروري به
كمك دوستاني كه شنا بلد نبودند پرداختند، صميمانه
سپاسگذاريم. همچنين از دوست و همنورد گرامي آقاي
حميد خطيبي به دليل كمك به دوستان، در قسمت هايي كه
نياز به سنگنوردي داشت تشكر مي نماييم. در پايان از
دوست و همنورد هنرمندمان، آقاي علي نوحي كه با عكس
هاي زيبايشان اين لحظات به ياد ماندني را براي هميشه
ثبت نمودند، تشكر ويژه اي داريم.
گزارش فرود از
آبشارهي منطقه سيمک کوهپيه
گزارش فرود از 10 آبشار
سيمک کوهپيه - 18 تير 1388
درتاريخ 18/4/88 گروه
11 نفري به سرپرستي آقي عليرضا جاويدنيا به قصد
فرود از آبشارهي منطقه سيمک کوهپيه (35 کيلومتري
شهر کرمان)در قالب 2 دسته 5 و 6 نفري که يک دسته
از مسير کوههي مرغزار کوهپيه (مسير بازرگان) از
روز پنج شنبه با کوهپيميي شبانه و گروه 6 نفري
روز جمعه از شهر کرمان در محل اولين فرود قرار
داشتند ساعت 30/8 صبح جمعه در محل فرود به هم
رسيده و پس از صرف صبحانه ساعت 15/9 در محل کارگاه
اول اولين فرود با نظارت آقي عليرضا جاويدنيا و
با حول قوه الهي آغاز شد.خوشبختانه بدون کوچکترين
مشکل پس از 4 ساعت ده آبشار را اعضي گروه با
فرودهيي موفقيت آميز و با هيجان زياد طي شد.در
آبشار ششم کاملا وارد دالاني از آب در حال ريزش
ميشويم که هيجان کار را دو چندان نموده و در ينجا
بچه هيي که زودتر فرود را انجام داده اند با
حميت از پيين و نگه داشتن بچه ها در زير فشار آب
هيجان کار را دو چندان ميکنند.ساعت 13 کليه اعضي
گروه جهت استراحتي مختصر و صرف نهار در اردوگاه
شهيد باهنر متعلق به آموزش و پرورش استان دور هم
جمع شده و خداوند متعال را شاکر شدند که در برابر
عظمت خود در ين مسير زيبا و پر هيجان ياري
نمود.بدليل نزديک بودن ديواره هي دره به هم
متاسفانه با بردن جي پي اس موفق به ثبت ارتفاع
آبشارها نشديم که ين موضوع به برنامه يي ديگر
محول شد.اما حدودا بيشتر ارتفاع 40 متر و کمترين 6
متر است.
اعضي شرکت کننده در
برنامه:آقيان عليرضا جاويدنيا-امير اخلاقي-ميثم
دوست محمدي-حامد رمضاني-محمدرضا جاويدنيا-مهدي
جاويدنيا-علي نوحي-سيد رضا علوي-ميلاد ثنيي-ميثم
دراني-سامان خواجه زاده
در پيان از همنورد عزيز آقي علي نوحي که عکس ها
و فيلم هي زيبيي از برنامه ثبت نمودند
سپاسگذاريم.
تهيه گزارش:سيد رضا
علوي
گزارش برنامه تنگه
رغز
گزارش فرود از تنگه رغز -
10 تير 1388
رغز به معني راه بکر
و همچنين لغزنده ، نام تنگه يي در شمال روستي
حسن آباد داراب استان فارس است. در شمال غرب داراب
،زيباترين اثر طبيعي ملي منطقه مجموعه اي متشکل از
64 آبشارو بيش از يکصد حوضچه در دره اي جاري است
. تک درختان بيد ، خزه هاي چمني رنگ و پرسياوشان
که ژاله بر چهره دارند زيبايي هاي وصف نشدني
مسيرند حجم و عمق آب ، نور پردازي خورشيد سايه سار
کوه تصوير سبز گياهان در آب و بلندي کوه در آب
مجموعه اي از زيباترين رنگها را پديد مي آورد
اينجا آبگاهي سبز است و گاهي رنگي که نمي دانيم .
گاه سفيد است و گاه آسماني . صداي آب گاه غرش است
و گاه ناله ،گاه آرام است و گاه طوفنده ،گاه نرم و
گاه غرنده، صحن آفتاب تنگه نيز متفاوت است. بعضي
زودتر خورشيد از دست مي دهند و بعضي بيشتر با او
مأنوسند . حرارت و گرمي نيز يکسان نيست . بعضي
جاها به شدت سرد است مانند آبشار نگين و بعضي جاها
آفتاب سوزان دارد . زيبايي جام هاي پنج گانه و
حرکت آرام آب و سر ريز شدن از آنها وصف ناشدني است
. اين جا ماهي ها از آدم فراري نيستند و آدم را در
حين عبور از حوضچه همراهي مي کنند . آب چشمه رغز
پس از طي مسير 5 کيلومتري و خلق هزاران صحنه طبيعي
بي نظير و دل انگيز خفتان و خيزان خود را به پاي
کوه مي رساند. تنگه زيباي رغز در شمال شرقي داراب
و فاصله 30 كيلومتري مركز اين شهر در منطقه حسن
آباد داراب قرار دارد.گروه کوهنوردي آذرخش داراب
آبشارهي مهم مسير را نام گذاري و ارتفاع ، عمق آب
و طول حوضچه ها را با GPS محاسبه کرده که به ترتيب
فرود عبارتند از:
1 – آبشار نگين:
ارتفاع 16 متر ، عمق آب 8 متر و طول حوضچه 41 متر
2 – آبشار بوم رنگ
:ارتفاع 7 متر ، عمق آب 8 متر و طول حوضچه 31 متر
3 – آبشار مسعود:
ارتفاع 8 متر ، عمق آب 12 متر و طول حوضچه 15 متر
4 – آبشار گلاب
حوضچه: ارتفاع 11 متر ، عمق آب 7 متر و طول حوضچه
12 متر
5 – آبشار فتح
:ارتفاع 8 متر ، عمق آب 1/5 متر و طول حوضچه 6 متر
6 – آبشار حکمت:
ارتفاع 11 متر ، عمق آب 15 متر و طول حوضچه 32 متر
7 – آبشار کبوتر
:ارتفاع 25 متر ، عمق آب 20 متر و طول حوضچه 6 متر
8 – آبشار جام
:ارتفاع 9 متر ، عمق آب 6 متر و طول حوضچه 36 متر
9 – آبشار
دماغه(فراز): ارتفاع 12 متر ، عمق آب 2 متر و طول
حوضچه 4 متر
10- آبشار آذرخش
:ارتفاع 65 متر ، عمق آب 6 متر و طول حوضچه 11 متر
11- آبشار يادگار
:ارتفاع 4 متر ، عمق آب 8 متر و طول حوضچه 11 متر
12- آبشار وداع
:ارتفاع 46 متر ، عمق آب 10 متر و طول حوضچه 7 متر
گزارش برنامه:روز
چهارشنبه 88/4/10 به اتفاق آقيان – ميثم دوست
محمدي-امير اخلاقي-عليرضا جاويدنيا-علي نوحي-غلام
رضا جاويدنيا-مجتبي عوض پور(از دوستان گروه که
خودش را از اصفهان به ما رساند) و مهمانان برنامه
آقيان-مجيد ضرغام(از دوستان کوهنورد مشهدي که در
کرمان به ما پيوست)-ميلاد سنيي-علي بهرام نژادو
راهنمي برنامه اسماعيل کريمي افشار ساعت 14 از
کرمان به سمت دهستان حسن آباد منطقه داراب فارس
حرکت نموديم و پس از طي مسافت حدود 450 کيلومتر
ساعت 22 به روستي شمس آباد رسيديم و در آنجا
تصميم گرفته شد از خنکي هوا در شب استفاده کنيم و
به ابتدي مسير کوهپيميي در کنار عشير و کانال
آبي که از امام زاده سرچشمه گرفته برويم و شب را
آنجا سپري کنيم.پس از بستن کوله ها ساعت 22/30
حرکت و ساعت 24 به محل شب ماني رسيديم.با توجه به
گرمي هوا ترجيح داديم که صبح ساعت 4 به سمت چشمه
تنگه (ابتدي مسير فرود) حرکت کنيم.بعد از حدود
3/5 ساعت استراحت ساعت 4 صبح روز پنج شنبه 88/4/11
حرکت نموديم که پس از حدود يکساعت و نيم کوهپيميي
به امامزاده رسيديم(ديدين سه مار با نور چراغ قوه
ها در طول مسير جالب بود) و پس از صرف صبحانه مجدد
حرکت نموديم که ساعت 8/30 به ابتدي تنگه
رسيديم.پس از آماده شدن و ضد آب کردن وسيل داخل
کوله ها و برداشتن وسيل فني ساعت 9 وارد دره
شديم.ابتدي ورود به حوضچه ها و گذشتن از آبشارها
هيجان خاص خودش را داشت.هر چه جلوتر ميرويم زيبيي
دره مسحور کننده ميشه، و با تمام هيجانات موجود
ساعت 11/30 به اولين محل خواب دره ميرسيم. پس از
صرف نهار و استراحت ساعت 12/30 مجدد به سمت پيين
حرکت ميکنيم و ساعت 15 به محل خواب دوم
ميرسيم.بدليل خستگي بچه ها از شب قبل و استفاده
بردن بيشتر از منطقه تصميم گرفتيم شب را محل خواب
دوم بمانيم.شبي روييي و بياد ماندني بري تمامي
دوستان شد.روز جمعه مورخ 88/4/12 ساعت 9 حرکت
کرديم و در ساعت 12 آخرين فرود را از آبشار وداع
انجام داديم.با اميد ديداري دوباره ازمنطقه زيبي
رغز.
در پيان از تمامي
دوستان تشکر ميکنم که در تمامي مراحل فرود اقدامات
يمني را مراعات نمودند و برنامه يي بدون حادثه و
بياد ماندني اجرا شد.تشکر ويژه يي از اسماعيل
کريمي افشار که تمام زحمات کارگاهها و راهنميي
بچه ها را در فرود به عهده داشتند و همچنين از
آقي علي نوحي که در تمامي شريط عکس هي بي نظيري
ثبت نمودند تا خاطره ين برنامه هميشه بريمان
زنده باشد.
گزارش:محمدرضا
جاويدنيا
آرشيو 1- برنامه
هي قبلي
آرشيو 2- برنامه
هاي قبلي
|