برنامه صعود به قله لاشكار - 1 خرداد 1388

دانلود مسير صعود به قله لاشكار ثبت شده با GPS  (اين برنامه)

گزارش صعود به قله لاشكار

به نام خالق زيبايي ها

صعود به قله لاشکار

شهر مس سرچشمه با ارتفاع 2600 متر از سطح دريا در 55 کيلومتري جنوب شرقي رفسنجان و از شهر هاي کوچک اين شهرستان مي باشد. جمعيت اين شهر کوچک در حدود 12000 نفر است که بهانه ي اصلي احداث آن وجود معدن بزرگ مس در 7 کيلومتري جنوب غربي آن بوده که اين شهر کوچک را در تقسيمات کشوري به يک شهرک خوابگاهي تبديل کرده است. ارتفاعات سرچشمه ادامه و انتهاي رشته کوه هاي زاگرس در قسمت جنوب شرقي آن مي باشد. اين ارتفاعات در نقشه به صورت موازي با کوهستان شهربابک قرار دارد ارتفاعات سرچشمه به دو بخش جنوبي و جنوب شرقي (کوه هاي معدن مس) تقسيم مي شود که بخش جنوب شرقي آن دستخوش بهره برداري صنعتي گسترده شده و در بخش معدن بصورت پله پله بريده شده است.

از مهمترين ارتفاعات اين منطقه ي زيبا مي توان به قلل لاشکار ، سرگاو ، پران ، امير المومنين ، ناچو و رشته ي منفرد راهزن اشاره کرد. قله ي لاشکار با ارتفاع 3288 متر از سطح دريا ، بلند ترين نقطه ي اين منطقه مي باشد که اين خود بهانه اي براي احداث دکل و ساختمان يک فرستنده ي پرقدرت تلويزيوني بر فراز آن گرديده است.

عصر پنج شنبه 31 ارديبهشت ، 5 نفر از اعضاي گروه از کرمان به سمت سرچشمه مي روند تا پس از شب ماني در مسير قله و در منطقه ي ارديز ، صبح فردا به سمت قله ي نوک تيز و صخره اي لاشکار حرکت کنند.هنگام رسيدن به سرچشمه آقاي احسان موحدي، مهمان اين برنامه كه از سيرجان حركت كرده بود، به ساير دوستان ملحق شد. من، آقاي اخلاقي و آقاي روان بخش ، به دليل شرايط کاري نتوانستيم با دوستان همراه شويم ، به همين علت تصميم گرفتيم ساعت 4 صبح فردا از کرمان با ماشين به سمت سرچشمه حرکت کرده و به گروه بپيونديم. در طول مسير ، خورشيد با طلوعي سرخ رنگ و زيبا با ما همراه شد. پس از گذشتن از شهر هاي کبوتر خان و رفسنجان ، با رسيدن به سرچشمه ديدن يک شهر زيبا و خاص را تجربه کرده و از  جاده خاکي که ما را به سمت لاشکار هدايت مي کرد ، ادامه ي مسير داديم. پس از طي حدود 7 کيلومتر با ماشين به محل اطراق دوستان در کنار جاده خاکي رسيديم و بعد از صرف صبحانه و چاي با روحيه ا ي خوب و در ساعت 8  به سمت قله به راه افتاديم. پس از پشت سر گذاشتن تپه ماهور ها جاده خاکي ما را به سمت پايين کوه هدايت کرد. چندي بعد کوه لاشکار با ابهتي خاص و با دکلي بلند بر فرازش در مقابل ما خودنمايي مي کرد. پس از حدود يک ساعت راه پيمايي و لذت بردن از مناظر اطراف به يک باغ زيبا که به چشمه اي منتهي مي شد رسيديم و بعد از کمي استراحت و برداشتن آب با پشت سر گذاشتن چند تپه ماهور و يک ده کوچک و سرسبز به سمت قله رفتيم.

 براي صعود ، مسير ما از يک دره با شيب زياد آغاز شد اين دره زيبا و سرسبز که چشمه ي خنکي در آن جاري بود پوشش گياهي انبوه و منحصر به فردي داشت که عبور از آن لذت بخش و شادي آور بود. مشکلي غير قابل پيش بيني که ما در ادامه ي مسير به آن برخورديم دود کارخانه ي مس بود که به دليل تغيير جهت باد با ما همراه شده بود که به علت جهت معمولن مخالف باد ، اين مورد به ندرت در اين منطقه اتفاق مي افتد. به هر شکل مسير ما با شيبب نسبتن تند ادامه داشت و دره اي به شکل زيگزاگ و با شيب تصاعدي به ما براي رسيدن از کوتاه ترين راه به قله کمک کرد. اين دره در انتهاي خود به يک شيب تند رسيد که شامل مسافتي در حدود 300 متر بود ، با سرعت کمتر و تراورس هاي کوتاه و متعدد ، اين شيب تند را طي کرده و بر  شانه ي کوه سوار شديم. قله با ارتفاع ناچيز باقي مانده در سمت راست قرار داشت و منظره ي روبرو و چپ ما شامل قله هاي سرگاو و پران مي شد که از دور چمن زار زيبا و وسيعي در دامنه ي آن ها   توجه ما را به خود جلب کرد. پس از استراحتي کوتاه ، مسير کم  و صخره اي باقي مانده را به سمت غرب ادامه داده و پس از تماشاي گل هاي رنگارنگ و کمي دست به سنگ شدن بر فراز قله ي 3288 متري لاشکار ايستاديم. تجهيزات مخابراتي و دکل بلند بيشتر و بلند تر از تصور قبلي ما بود که متاسفانه با آلودگي شديد محيط زيست همراه شده بود. مطابق رسم گروه سرود زيباي" اي ايران" را بالاي قله سر داده و پس از توقفي کوتاه از مسير جنوبي که شيب تندي داشت به سمت پايين فرود آمديم. در مسير فرود به يک صخره ي بزرگ و زيبا که شبيه سر يک گوسفند بود بر خورديم که عقابي در چشم گوسفند لانه کرده بود. بعد از پايين آمدن به جاده ي خاکي پشت کوه رسيده و پس از حدود يک ساعت و نيم پياده روي به محل اطراق اوليه و ماشين ها رسيديم. پس از سوار شدن و ادامه مسير به سمت سرچشمه در محلي خوش آب و هوا با درختان گردو و چشمه اي زلال توقف کرده و نهار را آن جا خورديم و در پايان به سرچشمه برگشتيم و کوه نوردي ما به پايان رسيد.

در ادامه و در مسير رفسنجان به  فاصله ي 10 کيلومتري سرچشمه يک جاده خاکي انحرافي ما را  به ديدن آبشاري زيبا برد که با آبشارهايي که ديده بوديم بسيار فرق داشت و منحصر به فرد بود. آب اين آبشار اسيدي و پساب کارخانه ي مس بود که به اين سمت جريان يافته بود. آبشار با منظره ي زيباي اطراف و سنگ هاي رسوبي و تغيير شکل يافته ، تابلويي بديع و حسن ختامي براي سفر ما بود

شركت كنندگان اين برنامه : .مهدي جديدالسلامي،مهدي روانبخش ،محمدرضا جاويدنيا،حامدرمضاني كريم،امير اخلاقي ،سعيد نوحي ،رضا ناصح  و احسان موحدي و راهنماي گروه حسين عزيزي.

من تمامي مردگان بودم

مرده ي پرندگاني که مي خوانند

 و خاموش اند

مرده ي زيباترين جانوران

بر خاک و در آب

مرده ي آدميان

از بد و خوب...  (شاملو)

به اميد ديدار دوباره ي دوستان...   خدا نگه دار.

                                                            حسين عزيزي

 برنامه صعود به قله هزار از میرشادی - 17 و 18 اردیبهشت 1388

گزارش برنامه  قله هزار از مسير مير شادي

    طبق برنامه سه ماهه اول سال 1388 گروه جوپار، صعود قله هزار در هفته اول ارديبهشت ماه قرار داده شده بود كه بنا به دلايلي به تاريخ 17 و 18 ارديبهشت ماه  منتقل گرديد. اين قله از مسير هاي زيادي صعود شده از جمله آبشار زر رود، باب زنگي، ارديكان و مير شادي كه  گروه كوهنوردي جوپار به پيشنهاد آقاي ميثم دوست محمدي تصميم گرفت اين با از مسير مير شادي قله زيباي هزار را صعود نمايد. در ساعت 16:30 روز هفدهم ارديبهشت ماه سال 1388 هفت نفر از اعضاي گروه، آقايان:

مهدي جديد السلامي ، مهدي روان بخش ، محمد رضا جاويد نيا ، حامد رمضاني ، ميثم دوست محمدي ، سعيد نوحي و امير اخلاقي  از ميدان آزادي كرمان با يك اتومبيل سواري و يك وانت  كه هر دو شخصي بودند به سمت جاده بافت حركت كرديم پس از رسيدن به روستاي بهرام جرد به سمت گلزار (قريه العرب) در حوزه ي استحفاظي بردسير تغير مسير داديم. در روستاي گلزار اتومبيل سواري را در منزل يكي از اهالي پارك كرده و همگي با وانت به سمت دامنه كوه حركت كرديم و پس از طي مسير خاكي در حدود 30 دقيقه به روستاي زيباي مير شادي رسيديم. آبادي بسيار زيبايي بود و چون در منطقه نسبتا مرتفعي واقع شده طبيعت كاملا بهاري و نو بود.

در اين مطقه دو چشمه وجود داشت كه يكي بسيار پر آب و به گفته ي اهالي فصلي بود كه بعدا متوجه شديم از رودخانه ي كوچك فصلي حاصل از ذوب شدن برف چال ها بوجود آمده بود و ديگري چشمه ي كوچك دايمي بود كه ميتوان در سراسر فصول روي وجود آن حساب كرد كه احتمالا به يك سفره آب كوچك در زير زمين مربوط ميشود.

به هر شكل در ساعت 19 چادر ها آماده پذيرايي از مهمانهاي دايمي خود بودند . وضعيت جوي به ظاهر باراني حاكم بود به طوري كه باراني و پانچو آماده كرديم و پوشيديم اما انگار طبيعت تنها قصد طنازي داشت و باران بسيار كمي گاهي انگار ورود ما را خوش آمد ميگفت و باد ملايم بهاري جاني تازه به طبيعت مي داد كه اكنون ما نيز جزئي از آن شده بوديم.

پس از ساعتي ابرها پراكنده شدند و ماه شب 13 جمادي الاولي تمام مطقه را در نور سپيد رنگ بسيار زيبايي روشن كرد. مثل هميشه بادوستان دور آتش نشستيم و باز هم مثل هميشه سرود هاي كوهستان و گپ هاي دوستانه و صحبت در مورد چگونگي و ساعت صعود فردا صبح.

مسير اصلي صعود همانطور كه با رنگ آبي در عكس مشخص شده از سمت چپ ميباشد و بايد قبل از تاج خروس بر يال سوار شد اما ما تصميم گرفتيم اين بار از سمت راست صعود را انجام دهيم كه در عكس با رنگ قرمز مشخص شده . هدف از اين كار اين بود كه مسير جديدي را تجربه نماييم.

ساعت 6:30 بامداد پس از صرف صبحانه به راه افتاديم . پس از طي چند دقيقه به دره ي اصلي رسيديم كه روي تابلويي نوشته شده بود:

 دره ي اميد ... 

يادش گرامي دوست كوهنوردمان اميد طالبي كه زمستان چند سال قبل در همين دره جان به جان آفرين تسليم كرد . به يادش سكوتي كرديم ، فاتحه اي نثار روحش نموديم و به راه افتاديم.

از اينجا به بعد بايد از آب جدا مي شديم و به چپ مي رفتيم اما همانطور كه قبلا تصميم گرفته بوديم به راست رفتيم و در جهت آب به سمت برف چالها حركت كرديم .مسير قدري نا هموار و نا آشنا بود گاهي بايد صبر ميكرديم تا يك نفر جلو برود و مسير را  بررسي نمايد و خبر دهد.

به همين دليل زمان زيادي از دست رفت و گروه هم كمي دچار خستگي شد . پس از مشورت تصميم بر اين شد كه دو نفر از اعضا تا ساعت 12 پيشروي نمايند و بقيه برگردند تا برنامه در زمان پيش بيني شده به اتمام رسد.

در ادامه مسير بايد از برف چالها بصورت عرضي عبور ميكرديم و همين موضوع باز هم وقت بيشتري از ما گرفت چون در اثر گرماي آفتاب برفها به حالت نيمه ذوب در آمده بود . درست شبيه يخ در بهشت ...

به هر صورت ما تا نقطه اي كه با رنگ صورتي در عكس مشخص كرديم پيشروي كرديم و به دليل كمبود وقت برگشتيم و صعود بصورت كامل انجام نشد اما مسير جديد را پيدا كرديم تا در زمان مناسب ديگري اين صعود بطور كامل انجام شود. حدود ساعت 14 در روستاي مير شادي با دوستان ناهار خورديم و پس از استراحتي كوتاه به سمت كرمان حركت كرديم اين برنامه هم مانند همه برنامه هاي ديگر به خاطره  اي زيبا و فراموش نشدني بدل گرديد.

تا باد چنين بادا

با آرزوي شادي فراوان

امير اخلاقي

برنامه کوه پیمایی روستای سرآسیاب شش به روستای بیدوییه کوهپایه  - 4 اردیبهشت ماه 1388

دانلود مسیر ثبت شده با GPS برای این برنامه

برنامه کوهپیمایی روستای سرآسیاب شش به روستای بیدوییه کوهپایه

شرکت کنندگان:مهندس مهدی جدیدالاسلامی - مهدی روانبخش - ناصر اسدی- حامد رمضانی-  میثم دوست محمدی به همراه دو میهمانش-محمدرضا جاویدنیا- وحید شمسی – غلامرضا جاویدنیا و به همراه 11 نفر از همنوردان گروه گلچین

روز جمعه مورخ 4/2/88 به اتفاق تعدادی از همنوردان گروه گلچین ساعت 6:30 از میدان آزادی شهر کرمان به سمت روستای سرآسیاب شش که حدود 20 کیلومتری شهر کرمان در مسیر جاده کرمان -  زرند قرار دارد حرکت نمودیم.(بدلیل اینکه در این روستا شش آسیاب آبی وجود داشت که گندم های شهر کرمان و روستاهای اطراف را برای آرد شدن به آنجا می بردند به سرآسیاب شش معروف شده است.متاسفانه از آن آسیابها به جزء چند چاهک چیزی باقی نمانده است.)ساعت 7:30 از روستای سرآسیاب شش حرکتمان را شروع کردیم و پس از طی مسافت 6 کیلومتر ساعت 8:30 به محل چشمه روستا معروف به بندر (ضم ب ) سرآسیاب رسیدیم و پس از صرف صبحانه ساعت 9 حرکت کردیم.با توجه به شیب تند مسیر ساعت 13 پس از طی مسافت 8 کیلومتر به محل چشمه پایین قله چین کلاغ یا بازرگان(ضم ز ) رسیدیم.(به روایت بعضی از دوستان بنام چشمه عرفان هم مشهور است)در نزدیکی چشمه دو سنگ قبر در کنار هم مربوط به شوال سال 1166 هجری قمری مربوط به 264 سال قبل وجود دارد که مربوط به یک زن و یک مرد میباشد.دو سنگ  در دو طرف قبرها وجود دارد که سمت پای آنها عبارت (کل شی هالک الا وجهه لا اله الا الله محمد رسول الله علی ولی الله حقا حقا) و در بالای سر قبر مشخصا تشون نوشته  شده با این ادبیا ت (تاریخ وفات مرحمت و مغفرت تناه جنت آرامگاه الواصل الی رحمه اله ملا مهدی قلی خلف مرحوم ملا رحمت الله عطاء اللهی سابع عصر شهر شوال المکرم سنه 1166) و قبر دیگر نوشته شده (تاریخ عصمت و عفت تناه جنت آرامگاه عفیفه مستوره ملکه خانم نسب ملا نعمت الله عطاءاللهی سابع عصر شهر شوال سنه 1166) همانطور که از اسامی معلوم میشه دختر عمو و پسر عمو بودند و به روایت عشایر محل این دختر عمو و پسر عمو نامزد یکدیگر بودند که ملکه خانم در اثر حادثه پرت شدن از کوه جان خودش رو از دست میده و ملا مهدی قلی هم بدلیل عشقی که داشته خودش را از کوه پرت میکنه تا به معشوقش برسه و عاشق و معشوق را در کنار هم در این محل دفن میکنند. لازم به ذکر است این منطقه فقط در چند ماه از سال عشایر هستند.وجود این دو قبر و داستانی که تعریف شد برای خیلی از دوستانمون که اولین بار به این منطقه آمده بودند جالب بود.

بر میگردیم به ادامه گزارش کوهپیماییمون:هنوز 14 کیلومتر دیگر تا روستای بیدوییه داریم و بعد از صرف نهار و کمی استراحت برای اینکه به تاریکی هوا بر نخوریم ساعت 14:30 حرکت خودمون رو به سمت روستای مرغزار و روستای بیدوییه ادامه دادیم.بدلیل هموار بودن مسیر و شیب ملایم موفق شدیم ساعت 19:30 به روستای بیدوییه رسیده و یک برنامه خوب و مفرح بخشی را با طی مسافت 28 کیلومتر با 9 ساعت حرکت مفید به پایان برسانیم.

برنامه کوه پیمایی لاله زار - 17 و 18 دی ماه 1387

ساعت 8 صبح روز سه شنبه از کرمان به سمت روستای لاله زار حرکت کردیم. جاده به نسبت خلوت بود. در ساعت 10:30 به لاله زار رسیدیم و از ماشین پیاده شده و به سمت محل استقرار شبانه پیاده روی را آغاز کردیم. به دلیل برودت هوا تمامی آب سد شنی لاله زار یخ زده بود. بعد از 45 دقیقه پیاده روی و گذشتن از یک دره به محل استقرار شبانه رسیدیم. گروهی از اعضاء بلافاصله اقدام به جمع آوری هیزم برای درست کردن آتش کردند و تعدادی نیز برای آوردن آب به سرچشمه رفتند. هر ساعت که به غروب خورشید نزدیک میشدیم از دمای هوا نیز کاسته میشد. در شب برودت هوا به 20 درجه زیر صفر رسید که چنین سرمایی در این منطقه برای همه بچه های گروه بی سابقه مینمود. بعداز صرف شام برای خواب آماده شدیم تا فردا بتوانیم برای حرکت و رسیدن به قله کله ماری آمادگی کامل را داشته باشیم. صبح روز چهارشنبه در ساعت 5 صبح برپا اعلام شد و همه برای شروع صعود آماده شدند اما سرمای بی سابقه انجام هرکاری را با کندی همراه کرده بود. ساعت 6 صبح حرکت به صمت قله کله ماری آغاز شد و گروه از دهنه آر تی کوه لاله زار گذر کرد. در ساعت 10 صبح به دو راهی کوه لاله زار و کوه کوه شاه رسیدیم. به دلیل برف زیاد در منطقه و برودت هوا و همینطور کمبود وقت . سرپرست دستور بازگشت را صادر کرد. در ساعت 13 بعداز ظهر به محل استقرار شبانه رسیدیم و بعداز صرف نهار حرکت را برای بازگشت به محل مینی بوس را آغاز کردیم. لازم به ذکر است دو تن از دوستان هیئت کرمان نیز در این برنامه گروه جوپار را همراهی کردند که از زحمات این دوستان در این برنامه تشکر میکنیم.برنامه در ساعت 16 بعداز ظهر به پایان رسید.

دوستان شرکت کننده در این برنامه : آقایان مهدی جدیدالاسلامی - رسول زندی - مهدی روانبخش -            محمدرضا جاویدنیا - رضا ناصح - سعید نوحی - ناصر اسدی - مجتبی عوض پور - حامد رمضانی

میهمانان برنامه: محمد حمزه نژاد  و  جلال بیگلری

تهیه گزارش: حامد رمضانی

برنامه صعود به قله مرغزار - 29 آذر ماه 1387

دانلود مسیر ثبت شده با GPS

این برنامه به همت و برنامه ریزی هیئت کوهنوردی کرمان برگذار شد که در واقع اعضاء گروه کوهنوردی جوپار به عنوان میهمان و راهنما در این برنامه حضور داشتند. برنامه ساعت 7 صبح از روستای بیدوییه واقع در کوهپایه کوه سیمک بعداز 10 دقیقه نرمش صبحگاهی آغاز شد. شروع مسیر با یک شیب تند و مارپیچ بود و اعضاء تیم در یک صف منظم به پیش میرفتند. در ساعت 8:30 برای استراحت و صرف صبحانه در کنار یک چشمه ، توقفی نیم ساعته داشتیم. از ساعت 9 تا زیر قله مرغزار که در حوالی منطقه مرغزار قرار دارد و قبل از خشکسالهای اخیر میزان قابل توجهی از آب آشامیدنی و کشاورزی منطقه را تامین میکرد ، بی وقفه و بدون استراحت گروه به کوهپیمایی ادامه داد. در ساعت 11:30 گروه برای استراحتی کوتاه و همینطور  آماده سازی لوازم ء جهت صعود توقفی کوتاه داشت. لازم به ذکر است به دلیل برف زیاد در زیر قله  پوشیدن گتر و کفش و لباس مناسب الزامی بود. گروه در ساعت 12:30 موفق به فتح قله 3319 متری مرغزار شده و پس از استراحتی کوتاه به منطقه مرغزار بازگشته و پس از خوردن نهار به طرف نقطه حرکت و محل استقرار ماشین حرکت کردند. در ساعت 3:15 دقیقه برنامه به پایان رسید.

اعضاء شرکت کننده در این برنامه : آقایان مهدی روانبخش- محمدرضا خواجویی - محمدرضا جاویدنیا - سعید نوحی - امیر اخلاقی - میثم دوست محمدی - حامد رمضانی

تاریخ صعود: 29/9/1387

تهیه گزارش: حامد رمضانی

برنامه کوه پیمایی دره جوشان - 10 آبان 1387

دانلود مسیر ثبت شده با GPS

صبح جمعه بر اساس قرار قبلی با دوستان در محل میدان آزادی با سه ماشین شخصی به سمت روستای جوشان حرکت کردیم.روستای جوشان از توابع بخش گلباف شهرستان کرمان که در قسمت غربی رشته کوه پلوار قرار دارد.جهت رسیدن به جوشان باید از مسیر جاده قدیم کرمان-ماهان در جاده شهداد به سمت روستای سیرچ رفته و پس از طی مسافت حدود 60 کیلومتر از کرمان به روستای ییلاقی سیرچ میرسیم سپس مسیر را به سمت راست به سوی روستای جوشان ادامه داده که پس از گذراندن گردنه های پر پیچ و خم پس از طی مسافت 20کیلومتری ساعت 7 صبح به روستای سردسیر جوشان میرسیم.انتهای خیابان اصلی روستا ماشین ها رو جلوی یکی از منازل روستایی پارک و به اتفاق همنوردان عزیز به سمت دره حرکت میکنیم.فاصله تا انتهای دره 13.5 کیلومتر بوده که آنروز رو با طی کردن مسافت 27 کیلومتر با دیگر دوستان برنامه ایی بسیار زیبا و فرح بخش اجرا شد. کروکی و مسیر برداشت شده با دستگاه موقعیت یاب جغرافیایی به همراه تعدادی عکس تقدیم میگردد.

حاضرین در برنامه: رضا ناصح-محمدرضا خواجویی-حامد رمضانی-مهدی روانبخش-غلامرضا جاویدنیا و محمدرضا جاویدنیا

مهمانان برنامه: آقایان عزیزی(پدر و پسر)-سید طه علوی-محمود نخعی- مهدی خراسانی

روز و محل حرکت: جمعه 10 آبانماه 1387 از کرمان

تهیه گزارش:  محمد رضاجاویدنیا

آرشیو 1- برنامه های قبلی

 

 
 
 
Freelance Web Designer