به نام خالق زیبائیها

اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش صعود به قله شهدای غدیر نهم و کوهپیمایی جفتان به مورگن

 در ساعت 6 صبح اول اذر ماه 90 اعضای تیم سر قرار اول حاضر شدند (میدان ازادی ، ابتدای خیابان استقلال ) مدت زمان کوتاهی ، حدود 15 دقیقه منتظر بقیه دوستان شدیم ، خب تعدادی آمدند و حدود ساعت 6:16 دقیقه به داخل ون آقای علیرضا جاویدنیا رفتیم. در ساعت 6:18 دقیقه حرکت کردیم .

بعد از مدت زمان کوتاهی به محل شهدای غدیر رسیدیم ، بعد از آماده شدن که حدود 5 تا 8 دقیقه زمان گرفت ، عازم کوه شدیم. آقای علیرضاجاویدنیا نیزتا قسمتی از مسیر همراهیمان کردند. پس از طی کردن مسیر کوتاهی به یک استخر سیمانی آب معدنی رسیدیم. در همان مکان صبحانه را خوردیم ، آب برداشتیم و حرکت کردیم . در مسیر راه های مختلفی پیشنهاد شد ، در نهایت بهترین مسیر انتخاب شد ! شروع به حرکت کردیم و پس از مدتی به قله رسیدیم و اندکی استراحت کردیم . پس از 10 دقیقه استراحت بر فراز یال کوه مجددا به سمت مورگن سرازیر شدیم. پس از گذشت زمان کوتاهی‌ به تپه جلوی کوه رسیدیم و از ان هم پایین آمدیم ، مقداری پیاده روی تا به منطقه مورگن رسیدیم . پس از عبور از چند تپه به جاده رسیدیم. در کنار لوله آب، نهار را خوردیم و راه افتادیم . تا انتهای مسیر ، مستقیم و بدون پستی و بلندی بود ، مسیر را طی کردیم تا به ماشین رسیدیم . در آنجا پس از توقفی کوتاه سوار شده و به سمت کرمان بازگشتیم. جای همه همنوردان خالی

اعضای گروه: جلال بیگلری، محمدرضا خواجویی، محمدرضا جاویدنیا، سعید نوحی، رضاناصح، امیرخاتم پدرام

مسیر طی شده : شهدای غدیر ... مورگن ... هفت چنار

تهیه : امیرخاتم پدرام

 

به نام یزدان پاک

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه مرغزار

گزارش برنامه یک روز دل انگیز پاییزی در مرغزار- بیدوییه                                                   

 با هماهنگی انجام شده با دوستان و همنوردان گروه بر ان شدیم که جمعه 4/9/90 رو در مرغزار بسر بریم واز هوای پس از باران لذت بریم . باتفاق اقایان علی علمدار مهدی روانبخش رضا ناصح بنده حقیر سعید نوحی و مهمان برنامه عماد علمدار 7 صبح با ون اقا یاسر راهی روستای بیدوییه شدیم.  ظاهرارانندگی اقا یاسر برای مسابقات فرمول یک حرف نداره . هوای افتابی و سرد با منظره برفی در دوردست نوید روز خوبی  رو میداد . پس از طی مسافتی در جای همیشگی در زیر درخت گردو صبحانه صرف شد و جای همه دوستان خالی بود. پس از صبحانه تا نزدیکی چشمه کوهپیمایی کردیم ولی بدلیل کمبود زمان تصمیم به برگشت کردیم . تقریبا کوهها و مسیر تا چشمه پوشیده از برف بود . هوای افتابی و اسمان ابی و صاف با ابرهایی سفید و کوهای برفی کامل کننده تابلو زیبای طبیعت مرغزار بود . نهار دلچسبی رو در کنار آتشی که رضا ناصح برافروخته بود خورديم و بعد از یك استراحت کوتاه بسمت کرمان برگشتیم حداقل فایده این برنامه عوض شدن حال و هوا و دیدار دوستان در طبیعت زیبای کوهستان بود . پس قدر این روزها رو بیشتر بدانیم

   گزارش برنامه : سعید نوحی   

 

به نام یزدان پاک

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش کوهپیمایی سیرچ به بن گلو

افراد شركت كننده : محمدرضا جاويدنيا، حامد رمضاني، مهدي روانبخش، آقاي خواجه پور، آقاي روشن ضمير ، رضاناصح

روز جمعه 27/8/90 ساعت 6 صبح به همراه آقاي جاويد نيا سوار بر اتوموبيل ايشان و به همراه آقاي خواجه پور عموي ايشان كرمان را به سمت روستاي زيباي سيرچ ترك كرديم. آقاي حامد رمضاني و داماد ايشان و آقاي مهدي روانبخش نيز سوار بر اتوموبيل آقاي رمضاني همزمان با ما حركت كرده بودند. ساعتي بعد همديگر را در روستاي سيرچ ديديم و پس از اين كه دوستان اتوموبيل هايشان را  پارك كردند، كوله ها را برداشته و به راه افتاديم. پاييز زيباي سيرچ و هواي لطيف صبحگاهي اين منطقه دست به دست هم داده بودند تا تا يك برنامه شاد و فرحبخش را بسازند. تركيب زيباي انبوه رنگ هاي زرد و قرمز و قهوي اي و نارنجي و صداي خش خش برگ هاي پاييزي جدا شده از شاخه در زير پاي مان وصف ناشدني بودند. پياده روي را در راستاي مسير رودخانه به سمت بن گلو كه مقصد نهايي مان بود ادامه داديم. پس از ساعتي راهپيمايي صبحانه را در زير درختان رنگارنگ پاييزي خورديم و مجددا به راه افتاديم. به دليل بارندگي هاي چند روز قبل پس از چند ساعت راهپيمايي به دليل گل آلود بودن مسير و زياد شدن اب رودخانه تصميم به بازگشت گرفتيم. پس از باز گشت به روستاي سيرچ و صرف ناهار در ويلاي يكي از اشنايان آقاي جاويدنيا به سمت كرمان بازگشتيم. به تمام دوستان توصيه مي كنيم كه خود را از ديدن نقاشي هاي هزار رنگ طبيعت زيباي سيرچ محروم ننمايند و تا دير نشده سري به اين روستاي زيبا يزنند.

 جاي همه دوستان خالي

 تهيه گزارش: رضاناصح

 

به نام یزدان پاک

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش صعود به قله دماوند سال یک هزار و سیصد و نود

 سالن انتظار راه آهن کرمان، چهارشنبه بیست و ششم مرداد ماه ساعت 15/30 :

به همراه دوستان گروه جوپار و تعدادی از مهمانان گروه در حال انجام مراحل قانونی سوار شدن به قطار تهران هستیم و بسیار خوشحال از اینکه باز هم فرصتی دست داد تا کنار هم باشیم.طبق برنامه قطار سر ساعت 16 به سمت تهران حرکت میکند و ما پس از مستقر شدن در کوپه ها و جای دادن کوله پشتی ها به گفتگوهای دوستانه می پردازیم و سرپرست برنامه آقای رسول زندی با دقت و وسواس همیشگی به بیان چگونگی برنامه و زمان بندی ها می پردازد.شب خوشی داریم و از با هم بودن لذت میبریم...

تهران، ساعت شش صبح پنج شنبه 27/5/90 :

یکی از دوستانمان به نام سهند که از مشهد با ما همراه شده قبل از ما به تهران رسیده و مینی بوسی برای رفتن به ترمیال شرق آماده نموده است.در ساعت 30/7 به ترمینال شرق در تهران پارس میرسیم و با اتوبوس آمل راهی میشویم. پس از گذشت دو ساعت به پلور می رسیم و همگی با کوله هایمان آماده حرکت به گوسفند سرا میشویم. پس از مدت یک ساعت با وانت نیسانی که برای این موضوع در نظر گرفته شده به سمت ابتدای محل صعود یعنی گوسفند سرا حرکت می کنیم .

باید بگویم با وجود این همه وسایل نقلیه عمومی آسان و مقرون به صرفه دیگر مانند گذشته لازم نیست که از وسیله شخصی یا مینی بوس دربست استفاده شود.

ساعت یک بعد از ظهر پس کلی صحبت با مسوولین حمل بار که مبلغ زیادی برای حمل کوله پشتی ها با اسب و قاطر طلب میکنند به سمت بارگاه سوم حرکت میکنیم. در اثر عبور بسیار زیاد کوهنوردان و چهارپایانی که بار آنها را تا پناه گاه حمل میکنند سرتاسر این مسیر پنج ساعته، از خاکی بسیار نرم و آزار دهنده پر شده و نباریدن باران نیز این موضوع را شدت بخشیده است.

ساعت شش بعد از ظهر است همگی به محل استراحت رسیده ایم و پس از تحویل گرفتن بارمان چادر ها را در محلی مناسب در غرب پناهگاه بر پا میکنیم و بعد از آن هم به تماشای منظره ی زیبای ابرهایی مینشینیم که در زیر پایمان قرار دارند. قدری هوا سرد است زیرا مادر ارتفاع 4200 متری از سطح دریا قرار داریم.

قرار است فردا را به استراحت و هم هوایی بپردازیم پس ساعت خاصی برای بیدار شدن از طرف سرپرست تعیین نشده. خوابیدن در کوهستان پاک پس از کلی کوهپیمایی میتواند لذت بخش باشد .....

 

 28/5/90 ارتفاع 4200 متری کوه دماوند ساعت 30/10 :

به قصد هم هوایی و آمادگی بیشتر به سمت آبشار یخی حرکت می کنیم که در ارتفاع حدود 4800 متری قرار دارد . با سرعتی مناسب به پیش می رویم و گاهی ایستاده و گاه نشسته استراحت میکنیم تا بدنمان با ارتفاع هماهنگ شود.

  از اینجا منظره پناهگاه و چادر های رنگی بسیار زیباست و پر از نشاط و سرشار از زندگی است....

ساعت دو بعد از ظهر است و ما به کمپان برگشته ایم .ناهار میخوریم و یک استراحت کوتاه و تا غروب که به تماشای منظره زیبای کوهستان می نشینیم به گپ و گفتگو میپردازیم.

آقای زندی ساعت بیدارباش را سه بامداد و حرکت را نیم ساعت بعد اعلام میکند پس امشب باید زودتر به کیسه خواب برویم تا انرژی لازم را بری صعود فردا ذخیره کنیم. حس خوبی داریم کمی هیجان همراه با نگرانی ... یاد شب امتحان می افتم J.

شنبه 29/5/90 ساعت سه بامداد :

داریم برای حرکت آماده می شویم .... آب جوش آمده و قهوه ی آماده  را در لیوان ها می ریزیم و همراه با روغن گوسفند و عسل میخوریم که بسیار خوشمزه و مقوی است . حالا دگر وقت آن رسیده که حرکت کنیم.چراغ پیشانی ها را روشن میکنیم و آرام و بدون سر و صدا و بدون ایجاد مزاحمت برای سایر همنوردانی که هنوز خوابند به سمت یال اصلی حرکت میکنیم...

چهره زیبای یال اصلی که با چراغ های کوچک کوه نوردان سوسو می زند دیدنی است انگار ستاره های کوچک و درخشانی روی زمین آمده اند.

 قدری هوا سرد است و همگی از بادگیر و کاپشن های گرتکس ، کلاه و دستکش استفاده میکنیم هنوز باد آزار دهنده ای نمی وزد و تنها گاهی نسیم صبح گاهی ملایمی صورت را نوازش میدهد. کمکم هوا روشن میشود و دیگر میشود چراغ ها را خاموش کرد. استراحت کوچکی میکنیم و قدری آب مینوشیم . ما به دلیل اینکه جلودارمان یعنی آقای زندی حرکتی مداوم و یکنواخت دارد ضمن اینکه حرکت خوبی داریم خیلی کم به استراحت نیاز پیدا میکنیم و تقریبا از تمام تیم هایی که یک ساعت قبل از ما  حرکت کرده اند سبقت گرفتیم ...

به تپه گوگردی رسیدیم تپه ای سفید و زرد رنگ که از گوشه و کنارش گاز گوگرد بیرون می زند . البته آنقدر نیست که موجب توقف گردد . کم کم در اثر بیشتر شدن ارتفاع دمای هوا افت بیشتری پیدا میکند علاوه بر این باد شدیدی هم شروع به وزیدن کرده و کمی دارد صعود را سخت میکند ....

تنها بیست متر مانده به قله..........

لحظه ای درنگ می کنیم و زیر سنگی پناه میگیریم . این آخرین استارت است باد شدیدی می وزد در حدی که مقاومت در مقابل آن دشوار است .

 تا موفقیت چند دقیقه بیشتر نمانده ....

و ..... حرکت به سمت قله

.

.

.

.

ساعت10  :

آری اکنون بام ایران ، آشیانه سیمرغ ، مکان آخرین بازدم و جان سپردن آرش کمانگیر...

کسی نمیتواند اشک و احساس را کنترل کند یکدیگر را در آغوش میکشیم اکنون در زمان و مکانی متفاوتیم .حس غریبی داریم همه ی عظمت از دست رفته از جلوی چشمانمان می گذرد نمیدانم این اشک شادی به قله رسیدن است یا ماتم از دست دادن آرش و رستم و کاوه و کورش و  ... ؟

دمای هوا حدود منفی ده درجه است اما اهمیتی ندارد. اکنون زمان برآورده شدن آرزوی چهارده ساله من است. سه تارم را کوک می کنم به سیم های ساز چنگ میزنم و پرده ها را لمس میکنم به یاد باربد ، رامتین و نکیسا و به یاد شهنازی و خالقی و وزیری و به یاد فرهنگ کشور عزیزم ...

ساعت 30/10 :

زمان برگشتن است از کنار یال اصلی روی شن اسکی سمت راست قرار میگیریم . پایین آمدنمان زمان کمتری می برد و درست نصف زمان صعود وقت می گیرد. ده دقیقه به دو بعد از ظهر در کنار چادر ها هستیم آبی به سر و صورتمان میزنیم چشمها را که هنوز از گاز گوگرد آزرده است شستشو میدهیم و ناهار میخوریم . قرار است ساعت سه و نیم تا چهار به سمت گوسفندسرا حرکت کنیم .

(یک پیشنهاد برای عزیزانی که قصد صعود به قله دماوند را دارند : میتوانید از عینک شنا برای جلوگیری از ورود گاز گوگرد به چشم استفاده کنید J)

ساعت 4 روز شنبه 29 /5/90 :

ما دوباره در حال بگو مگو با صاحب چهار پایان هستیم. حالا میفهمم وقتی میگویند : (مگر سر گردنه است ؟ )یعنی چی . شاید لازم باشد تا نظارتی بر این قیمتهای غیر منصفانه از سوی فدراسیون کوهنوردی ایران صورت گیرد ...

بعد از دوساعت و چهل و پنج دقیقه ی طولانی و بسیار خسته کننده و خاک آلود به گوسفند سرای فاقد آب و امکانات استراحت میرسیم بار ما نیز تقریبا با فاصله زمانی کمی میرسد و صعود به دماوند سال یک هزار و سیصد و نود با موفقیت کامل به پایان میرسد

لازم میدانم از طرف همه ی اعضای تیم از سرپرستی بسیار ماهرانه ی آقای رسول زندی، که حاصل سالها کوه نوردی و مدیریت ذاتی ایشان میباشد نهایت سپاسگذاری را داشته باشم.

افراد شرکت کننده در برنامه:

رسول زندی ،مهدی سعیدی،سعید نوحی،نیما ابراهیمی،ناصر اسدی ، امیر اخلاقی ، رسول علمدار ، عماد علمدار ، محسن بیت الهی ماهانی

مهمانان گروه : استاد عباس سیدی نیا ، آرش سیدی نیا ، حسین مرادی ، منصور دژ، حمید مشایخی ، ید الله برزگر ، فرشید ( محمد رضا ) مارزی، امیر حسن ( سهند) حیدری

 

جاودان باد ایران عزیز تر از جان

امیر اخلاقی

به نام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه فنی مورخ 31 تیرماه 1390

 

  روز جمعه با هماهنگی که توسط اعضای باشگاه جوپار انجام شده بود ، مقرر شد تا در پیست موتور سواری به هم بپیوندیم، طبق برنامه اعضای شرکت کننده در ساعت 7 صبح در دیوار علی اکبر حاضر شدیم ،پس از احوال پرسی و گفت و گوی دوستانه ی بچه ها برای برگزاری کارگاه فنی گرد هم آمدیم،تا توسط آقای محمد رضا حسینی و خانم صالحه سلطانی از مربیان حلال احمر برگزار شود. مباحثی که در این کارگاه مورد بحث قرار گرفت موروری بر انواع گره ها، تجهیزات فرود و صعود، انواع کارگاه،انواع طناب، نحوه ی فرود و صعود بود و پس از آن اعضای باشگاه موضوعات گفته شده را به صورت عملی انجام داده و کارگاه را با خاطره ای خوش در ساعت 10 صبح به پایان رساندیم.

اعضای شرکت کننده: میثم دوست محمدی، امیر اخلاقی، ناصر اسدی، حامد رمضانی، عماد علمدار، کاوه خادمیه، محمد حسین احمدی، میلاد ثنایی و مربیان محمد رضا حسینی و صالحه سلطانی.

تهیه گزارش: عماد علمدار

به نام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش صعود به قله سه شاخ جوپار نهم تیرماه 90

 برابر تقویم ورزشی باشگاه،  تیم منتخب هشت نفره جوپار در ساعت 7:30 صبح  مورخه 9/4/90 بسوی دهانه  قنات غستان حرکت و در ساعت 8:45 پس از تنظیم بارها در حالیکه هوای منطقه گرم بود  به طرف جانپناه حرکت کردیم. در ساعت 11:45 در حالی به جانپناه  رسیدیم که تیم کوهنوردی گروه اوج مشهد در منطقه بودند و صبح زود بسوی قله رفته بودند. تیم ما در بیدستان مستقر و پس از صرف ناهار تا ساعت پنج بعدازظهر استراحت کردند سپس با خنک شدن هوا بسوی قیف مصیبت حرکت و در ساعت 7بعد از ظهر کمپ خود را در ابتدای قیف برپا نمودیم. صبح روز بعد ساعت 5:15 هفت نفر از اعضای تیم کمپ را بسوی قله ترک و در ساعت 7:30دقیقه به جانپناه دوم رسیدیم.

در آنجا صبحانه را صرف و مسیر را بسوی قله ادامه داده و با گذشتن از شاخ شکسته در ساعت 10صبح برفراز قله سه شاخ بزرگ با ابهت ترین و مشکل ترین و مغرورترین قله ایران دست یکدیگر را به گرمی فشردیم. سه تن از اعضای هئیت کوهنوردی شهر جوپار نیز قبل از ما بر فراز قله بودند. با گرفتن  چند عکس یادگاری و خواندن  سرود ای ایران به سوی پایین سرازیر شدیم. اینبار با احتیاط  بیشتر زیرا آب بردگیها و ریزش بهمن های زمستانی موجب  دگرگونی بسیاری در مسیر  قیف گردیده   در ساعت 14 به کمپ اصل  رسیدیم و پس از صرف نهار بسوی کرمان حرکت کردیم.

نکات مهم :

1-   با توجه به تغییر چهره قیف مصیبت صعود  بیش از ده نفر به قله  به علت ریزش سنگ  خطر آفرین است.

 برداشتن آب بیش از دو لیتر از پناهگاه اول ضروری است.

 اعضای تیم : دکتر قاسم صحرانورد – کاوه خادمیه – بکتاش خضرایی – امیر حسن حیدری – رضا پیشگر – علیرضا  کیان – آقای قدیریان  ( کوهنورد میهمان) – رسول  زندی

 تهیه گزارش: رسول زندی

به نام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش صعود مشترک قله نشانه (بحر آسمان) منطقه ساردوئیه يادواره عیسي مير شکاری

بر اساس برنامه ريزی که انجام شده بود مقرر شد تا در روز پنجشنبه 23 تير برای حرکت به سمت ساردوئیه جهت شرکت در يادواره عيسي مير شکاری ساعت 3 بعد از ظهر در میدان آزادی حاضر شويم. سرانجام در روز پنجشنبه بچه های گروه گرد هم آمدند و با سرپرستی آقای ميثم دوست محمدی در ساعت 3:15 به سمت ساردويئه راهي شديم.در طول مسير به علت صميميتي که بين بچه های گروه ايجاد شده بود گذشت زمان را احساس نمي کرديم تا به راين رسيديم و در آن جا متوجه شديم که يکی از اعضای گروه خانم تنيده در آزمون دکترا قبول شده اند که تبريک ويژه ای به ايشان مي گوييم و پس از خوردن شيريني قبولي به راه خود ادامه داديم  تا در ساعت 6 بعد از ظهر به مقصد رسيديم و در سالن ورزشي ساردويئه محل برگزاری یادواره عيسي ميرشکاری به مسير خود پايان داديم. کوهنوردان و پيشکسوتان بسياری برای شرکت در اين يادواره گرد هم آمده بودند تا ياد اين کوهنورد بزرگ را گرامي بدارند و سرانجام با آمدن عده ای ديگر از اعضای گروه که با ماشين شخصي آمده بودند جمع گروه جوپار تکميل گرديد و در ساعت 7 بعد از ظهر در سالن ورزشي برای شروع مراسم گرد هم آمديم. به دلیل اهمیت این مراسم برخی از دوستان که به دلیل مشکلات شخصی قادر به همراهی گروه در صعود مشترک نبودند با خودرو شخصی، خود را به مراسم رسانده و پس از شرکت در مراسم شبانه به سمت کرمان بازگشتند که در اینجا لازم است از احساس مسئولیت این عزیزان قدر دانی شود. .از قسمت هاي قابل توجه مراسم سخنراني آقاي رسول زندي از پيشکسوتان کوهنوردی استان در مورد نحوه ي صعود عيسي ميرشکاری و اتفاقاتي که براي اين عزيز در صعود ماناسلو رخ داده بود مي باشد و از آن جايي که همه شما عزيزان در جریان آن قرار داريد از ذکر جزئيات خودداری ميکنيم، بعد از برگزاری برنامه های متنوع ديگر نوبت به تجليل از بنيان گذار ورزش کوهنوردی استان کرمان استاد نعمت اللهي که چند سالي به علت دور بودن از ديار خود و همچنين نداشتن اطلاعات در مورد ايشان از خاطره ها دور مانده بودند که همراه با خانواده کوهنورد خود در اين مراسم حضور پيدا کرده بودند رسيد. پس از تجليل با شکوهي که از ايشان و خانواده محترمشان صورت گرفت ، جمعي از پيشکسوتان و زحمتکشان استان از دست استاد نعمت اللهي لوح یاد بود دريافت کردند و پايان مراسم با گرفتن عکس باشکوه دست جمعي تمامي حاضرين با استاد و خانواده ايشان خاتمه يافت و مقرر شد تا فردا صعود مشترک کوهنوردان به قله ی 3886 متری بهر آسمان در ساعت 4:30 صبح آغاز گردد.

پس از پايان مراسم و خوردن شام شب را در همان سالن ورزشي سپري کرديم. روز بعد در ساعت 4:30 صبح تمامي گروه به سمت محل صعود به راه افتاديم و در ساعت 5 صبح صعود به سمت قله نشانه همراه با پرچم هايي که عکس عيسي میرشکاری روی آن نقش بسته بود و بين شرکت کنندگان توزيع شده بود آغاز شد. روند صعود به سمت قله به علت تعداد بالای نفرات شرکت کننده در برنامه که حدود 200 تا 300 نفر تخمين زده ميشد با سرعت کمي به پيش مي رفت، اما جوی دوستانه و صميمي حاکم بود. در طول مسير با طلوع خورشيد با آبگيری زيبا روبه رو شديم که منظره بي نظيری را به وجود آورده بود و هر کسي به راحتي نمي توانست با عکس نگرفتن از آن به راحتي بگذرد. 3 ساعت از صعود گذشته بود که براي صرف صبحانه در یک محل زيبا در مسير توقف کرده و صبحانه را دست جمعي ميل نموده و دوباره به سمت قله رهسپار شديم و سرانجام بعد از گذشت 2 ساعت به نشانه در ارتفاع 3886 متری رسيديم. محيط و جو بسيار زيبا و دوستانه اي در قله حاکم بود و همگي مشغول گرفتن عکس هاي یادگاري بودند از جمله بچه هاي باشگاه کوهنوردی جوپار که عکس های متعددی را از مناظر زيبا شکار کردند. به مدت 15 دقيقه در بالای قله مانديم و پس از آن برای فرود از قله رهسپار شديم و پس از گذشت 2 ساعت به فرود خود پايان داديم و متوجه شديم که در محل استقرار گروه ها آش توضيع مي شود که جا دارد از زحمات مسئولين هیات جیرفت براي فراهم آوردن اين آش بسيار خوشمزه تشکر و قدرداني کنيم. هنگامي که آش خوران به پايان رسيد براي برگشت به سمت کرمان سوار اتوبوس شده و حرکت کرديم و پس از گذشت تقريبي 2 ساعت به ديار کريمان رسيديم.

شرکت کنندگان در مراسم:

       وحید کرمی، امیر اخلاقی، محمدرضا خواجویی، ميثم دوست محمدی، رسول زندي، مهدی روانبخش، حامد رمضاني، نيما ابراهيمی، سعيد نوحی، ناصر اسدي، عليرضا علمدار، مجتبي عوض پور، رضا پيشگر، محسن بيت اللهي، آقایان ارسنجاني( پدر و دو پسر)، اميرحسن حيدری، ناصر گنجعليخاني، عماد علمدار، رسول علمدارزاده، محمدحسن عباسي، آرش افشار به همراه همسرشان، کاوه خادميه، سحر دادخدازاده، طلعت تنيده، مژده منصوری، نگين منصوري، رضا ناصح، احسان موحدي و نيز آقايان فرنام کاویاني و خسرو نيک بخش

شرکت کنندگان در برنامه صعود مشترک:

      رسول زندي، مهدی روانبخش، حامد رمضاني، نيما ابراهيمی، سعيد نوحی، ناصر اسدي، عليرضا علمدار، مجتبي عوض پور، آقایان ارسنجاني،اميرحسن حيدری،ناصر گنجعليخاني، عماد علمدار، رسول علمدارزاده، محمدحسن عباسي، رضا ناصح، احسان موحدي و نيز آقايان فرنام کاویاني و خسرو نيک بخش از گروه کوهنوردي اشا در اين جمع مهمان ما بودند.

تهیه گزارش: عماد علمدار

ویرایش: رضاناصح

 

به نام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش کوه پیمایی و صعود به قله  هزار، جایگزینی یک برنامه

همانطور که در تقویم  ورزشی سه ماهه بهار باشگاه  آمده است صعود قله کوشاه به دلیل امتحانات برخی از اعضا جابجا گردید و برنامه  به سوی  قله هزار تغییر یافت. در ساعت 2 بعد از ظهر 26 خرداد ماه  از تعاونی 17 کرمان به مقصد  راین  حرکت کرده در آنجا با کرایه نمودن آزانس  به آبشار و سپس در ساعت 6 بعد از ظهر  به پناهگاه رسیدیم . تیم گروه فراز  سیرجان قبل از ما به سوی قله رفته بودند تا شب را در قله سپری سازند . ما شب  را گرد آتش پاس داشتیم و صبح روز بعد سه تن از اعضای تیم در ساعت 5 صبح بسوی قله  حرکت و در ساعت 10 صبح قله را صعود  و در ظهر همان روز  به کمپ پائین  پیوستند در ساعت 5 بعد از ظهر منطقه را ترک و در ساعت 7 بعد از ظهر توسط اتوبوسهای ترمینال  راین بسوی کرمان حرکت کردیم .

اعضای تیم : رضا پیشگر – عماد علمدار – امیر حیدری – ناصر گنجعلیخانی – حسن عباسی – قاسم صحرانورد – محسن بیت الهی – رسول زندی  و آرش افشار (سرپرست برنامه ).

تهیه گزارش: رسول زندی

 

 به نام خالق زیبائیها

  اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش صعود قله نرو در البرز شرقی و راهپیمایی جنگل های مازندران

 منطقه  البرز شرقی یک منطقه استثنایی  است که دارای دو گانگی آب و هوایی بی نظیری می باشد یک سوی آن منطقه ای استپی با درختچه های کوتاه که به تدریج به سوی جنوب به بوته زار و سپس به کویر تبدیل میگردد و یک سوی آن کوهستانی با جنگلهای انبوه و بارندگی دائم که رودخانه های شمالی کشور را تشکیل داده و همواره از نفوذ رطوبت به نواحی مرکزی ایران جلوگیری می کند.مهمترین قلل البرز شرقی شامل قلل شاهوار 3945 متر چالویی 3750 متر کوه گچ چال 2706 متر کوه سرخ2810 متر و چندین قله دو هزار متری دیگر است که اغلب کوهنوردان و مردم کشور این منطقه را با جنگل ابرش می شناسند.

جنگل ابر حد فاصل شهرستان شاهرود و استان مازندران است که از زیبایی ویژه ای برخوردار است و متاسفانه  قسمتی از آن بر اثر جاده سازی در حال تخریب است . جاده هایی که در سالهای اخیر استان سمنان را به مازندران  متصل ساخته  می رود که در آینده ای نزدیک نابودی مناطق وسیعی از طبیعت منطقه را به همراه ذاشته باشد .

گزارش برنامه :

همانطور که در تقویم ورزشی باشگاه جوپار در سه ماهه بهار قید گردیده بود صعود قله نرو  و راهپیمایی  جنگل های مازندران  در تاریخ  تعیین شده  اجرا  گردید .

اعضای باشگاه  جوپار محسن بیت الهی – مجید امین زاده – سعید نوحی – نیما ابراهیمی  - شیرین نصیری – عصمت کرباسی – حسین نیکو طلب – احسان کرباسی – مظفر خصالی – طلعت تنیده – محمد هاشم حمزه نژاد – رسول زندی  و شش تن از اعضای هئیت جیرفت  همنوردانمان آقایان ضرغام  کریمی – حمد الله مشایخی – مجید سلطانی – بهرام کریمی – رضا شفیعی  و منصور دژ  در منطقه  به ما پیوستند و با راهنمایی آقای محمد اندیک فر  از دوستان  کوهنوردی هئیت ساری  توسط یک دستگاه مینی بوس هیوندا  به منطقه  وارد گردیدیم . لازم به توضیح است که این بار تیم ما از طریق جاده اردکان به دامغان مسیر را اغاز کرد و این جاده  می تواند بهترین مسیر برای ورودبه منطقه مازندران و گیلان می باشد زیرا نزدیک به سیصد کیلومتر  از جاده کرمان  ساری  که از تهران می گذرد کوتاه تر می گردد و از ترافیک کمتری برخوردار است .

تیم ما در ساعت 16:45 مورخه 11/03/90 از کرمان حرکت و با گذشتن از شهرهای یزد-اردکان-چوپانان-جندق-معلمان-درساعت 6:20صبح 12/03/90 به دامغان رسید.در محل چشمه علی دامغان که در سی کیلومتری شهر می باشد و جای بسیار خوش آب و هوایی است صبحانه را صرف و سپس به طرف کیاسر حرکت و در محل پل تاکوم به دوستان جیرفت پیوستیم.با کرایه نمودن وانت و گذاردن کوله ها در داخل وانت توسط همان مینی بوس بصورت دسته جمعی ابتدا برای بازدید از سد سلیمان در مسیر دقایقی را به گرفتن عکس از مناظر سد و پیرامون آن گذراندیم سپس بسوی بخش فریم حرکت کردیم لازم به یادآوری است که بخش فریم شامل دره شیرین رود به مرکزیت شهر محمد آباد و روستاهای بناف-سنگ ده-پندر-خرم آباد-دینه سر-پارت کلا می باشد.

ما پس از گذشتن از روستاهای زیبا و سرسبز به سنگ ده رسیدیم و از آنجا از طریق جاده ای خاکی اما خوب بطول حدود ده کیلومتر به درون جنگلهای انبوه رفتیم.در انتهای مسیر پس از تعویض لباس , کوله ها را برگرفته و با راهنمایی آقای اندیک فر که جلودار ما نیز بود بسوی منطقه حرکت و پس از حدود چهل و پنج دقیقه محل را برای صرف ناهار در نظر گرفته و در حالی که مه غلیظ منطقه را می پوشاند مسیر را ادامه دادیم.پس از حدود یک ساعت کوهپیمایی در یک شیب ملایم به محل گوسفند سرا  رسیدیم که چشمه آب بسیار خنکی داشت .چادرها را بر پا کردیم و چیزی نگذشت که مه در زیر پای ما قرار گرفت و ما برروی اقیانوسی از ابرهای زیبا  ایستاده بودیم .منظره ای بس خیره کننده که حتی در عکس های گرفته شده نمی توان آن را به تصویر کشید .

ستیغ ها و صخره های قله نرو کم کم از زیر  مه بیرون آمدند و همراه  با جنگلهای اطراف رویایی ترین مناظر را برایمان هدیه آوردند . مناظری که فقط آن را می توان در دامنه  های الپ و کوهستانهای سوئیس و اتریش مشاهده کرد .

شب در حالیکه باران مختصری بارید در چادرهایمان بسر بردیم و صبح روز بعد بسوی قله حرکت کردیم . شیب بسیار تند حدود 75 درجه و ریزش سنگ در مسیر و در حالیکه تیم دیگری از مازندران در جلوی ما حرکت می کرد موجب گردید با پایین آمدن مجدد مه که دیگر حتی قادر به دیدن پنج متری  خود نبودیم و احتمال  افزایش  آن نیز وجود داشت  مجبور به بازگشت  شدیم و با توجه به وقت  اضافی  تصمیم گرفتیم منطقه را بسوی جنگل شیرین ترک کنیم لذا  با راننده مینی بوس تماس گرفتیم  که به منطقه بیاید و در ساعت 5/12 ظهر پس از صرف نهار از طریق جنگل مرسی سی  که دارای  درختان  بسیار بلند بود  و  وجود مه منظره ای رویایی به آن بخشیده بود پایین آمده و با مینی بوس بسوی  محمد آباد و از انجا  به روستای  خرم آباد  رفتیم در ابتدای شیرین رود مقداری ماهی قزل آلا از مرکز پرورش ماهی خریداری کرده و به سوی جنگل حرکت کردیم ابتدای دره آن مردم و خانواده ها برای تفریح آمده بودند و زباله زیادی در طبیعت رها شده بود . دره شیرین  رود به دو قسمت تقسیم می شد که ما  رشته سمت چپ آب  را ادامه دادیم زیرا سمت راست  آن محل تجمع مردم و رشته سمت چپ برای علاقمندان  طبیعت  و کوهنوردان بود .

غروب را در محلی اتراق کردیم و شب هنگام بر گرد آتش  سرود کوهستان خواندیم .صبح روز بعد در حالیکه یکی از دوستان خرسی را در محل مشاهده کرده بود تا ظهر در جنگل شیرین رود  راهپیمایی کردیم و در ساعت 5/12 پس از صرف نهار به سوی پایین حرکت و در حالیکه دوستان جیرفتی بسوی ساری مسیر خود  را تغییر دادند ما نیز با مینی بوس پس از گذشتن از  کیاسر  و دامغان  بسوی کرمان ادامه مسیر داده و صبح 15/3/90 به کرمان رسیدیم . در این برنامه آقای محمد اندیک فر  راهنمای مسیر ها   کمک بسیاری در برنامه داشتند که همه اعضای تیم از ایشان تشکر و قدردانی کردند . این برنامه  با همیاری و گذشت و مهربانی همه اعضا به بهترین شیوه ممکن برگزار گردید .

تهیه گزارش: رسول زندی

لینک های مربوط به دانلود فایل های GPS ( با سپاس از آقای احسان کرباسی):

naro project.gdb : برای استفاده در نرم افزارهای مپ سورس و غیره
Naro Project.gpx : برای استفاده مستقیم در جی پی اس و گوگل ارت و غیره
Naroo Project.kml: برای استفاده در گوگل ارت و حرکت به صورت انیمیشن بر روی مسیر

  آرشيو 1- برنامه هي قبلي

آرشيو 2- برنامه هاي قبلي

آرشیو 3- برنامه های قبلی

آرشیو 4- برنامه های قبلی

آرشیو 5- برنامه های قبلی

 

 
 
 
Freelance Web Designer