به نام خالق کوه ها 

 اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه فنی برف و یخ      

روز پنجشنبه مورخ ششم خرداد ماه 1389  جهت آشنایی با مقوله برف و یخ و همچنین آموزش  و استفاده از کلنگ و چکش یخ در ارتفاعات با کوهنورد با تجربه کشور عباس آقا سیدی نیا با همراهی نیما ابراهیمی و بنده حقیر (سعید نوحی) راهی کوه جوپار شدیم. بعد از طی کردن مسافت مابین دهنه غناغستان تا جانپناه در بالای جانپناه درست زیر یخچال جوپار در کنار جوی آب و در ارتفاع 2800 متری اتراق کردیم. ظهر گرمی رو گذروندیم و لی جایی که شب رو  ماندیم واقعا حرف نداشت. عباس آقا سریع بساط چایی رو ردیف کرد و یه چایی داغ آتشی رو که با الاله همراه بود  زدیم تو رگ. شب مهتابی زیبایی بود. ماه کامل بود. در کنار اتش و نور مهتاب شام رو خوردیم و به صدای آواز استاد شجریان که از گوشی من پخش می شد و با سمفونی زیبای آب همراه بود تا پاسی از شب گوش دادیم و لذت بردیم. شب خنکی رو گذروندیم نیما ابراهیمی همش تکون میخورد نه خودش میخوابید نه میذاشت من بخوابم. خلاصه صبح بعد  به روی یخچال رفتیم و نکات اصلی و مهمی که در صعودهای برف ویخ لازم هست که یه کوهنورد بدونه رو عباس سیدی نیا کامل و جامع توضیح داد و بصورت عملی تمرین کردیم تازه اونجا بود فهمیدم که بعد از این همه سال ادعای کوهنوردی هنوز اندر خم یه کوچه ام. عباس آقا این کلاس رو به درخواست ما گذاشته بود و انصافا خیلی به ما محبت ولطف داشت. بعد از پایان کلاس نهار رو در زیر بیدستون خوردیم و بعد از کمی استراحت  بطرف پایین براه افتادیم. یه نکته جالب از زرنگی روستاییها براتون میگم برای ما که خیلی جالب بود در برگشت اونطرف دره 3نفر میانسال در حال بالا رفتن بودن که از دور به محلی ها میخوردن. وقتی دیدن ما بطرف لوازمشون در حرکتیم و برای اینکه مارو منحرف کنند از راه دور داد میزد : (توی جانپناه چند تا دختر دانشجو هست، توی جانپناه چند تا دختر دانشجو هست).  ما همگی زدیم زیر خنده اونم مرتب تکرار میکرد. وقتی دید ما مسیرمون رو کج نکردیم خواست از راه نمک گیر کردن  ترفندی بزنه که لوازمشون رو دست نزنیم و دوباره داد زد که ماشین ما جلوی دهنه هست و ما شما رو میرسونیم. خیلی زکاوت به خرج داد تا ما یه وقت دست به وسیله هاشون نزنیم. واقعا روستایی های کرمونی علامه اند. خلاصه برنامه آموزشی مفیدی بود. دست عباس سیدی درد نکنه که وقتشو به ما داد و لازم بهش بگیم ای ول و ماشاالاه به این توان بالایی که داره. لازم به ذکر است که گروه جوپار در صدد تدارک و اجرای صعودی در ماههای آینده می باشد که برای اولین بار در کرمان اجرا خواهد شد.  امیدواریم با  تمرینات پیاپی گروه و دعای دوستان این صعود با موفیت اجرا گردد .  

 گزارش برنامه: سعید نوحی       

 

بنام آفریننده زیبایی ها

گزارش برنامه کوه پیمایی منطقه جوپار

تاریخ اجرای برنامه 24/2/1389

صبح روز جمعه ساعت 6 بامداد از میدان آزادی کرمان به همراه شش نفر از اعضای گروه کوهنوردی جوپار به وسیله یک دستگاه ون به سمت دره قناغستان حرکت کردیم .حدود ساعت 7 به ابتدای مسیر رسیدیم.هوای صبحگاهی کوهستان در اردیبهشت ماه جسم  و جان ما را تازه میکند و بوی گیاهان کوهی مشام را نوازش می دهد گیاهانی چون آویشن، بادرنج، درمنه، آلاله و... آن هم گیاهان منطقه جوپار که نسبت به سایر مناطق از عطر بیشتری برخوردارند.

آب رودخانه کوچک دره مانند همیشه کاملا گل آلود بود و البته لازم به توضیح است که گل آلود کردن آب توسط دو نفر از روستاییان در سرچشمه ی آب انجام میشود تا مقدار کمتری به داخل زمین نفوذ کند.به یاد شعر سهراب افتادم که میگوید :  (آب را گل نکنیم شاید این آب روان ...) اما انگار چاره ای نیست .

باری به مسیرمان تا ابتدای راهروی رجب ادامه دادیم و در آنجا سفره ی صبحانه پهن شد و چه بهتر از این که هم سفرانت هم نوردان شوخ و قدیمی تو باشند که سالها را در کنارشان گذرانده باشی. باید در مصرف آب کمی دقت میکردیم زیرا شواهد نشان می داد تا بیدستان خبری از آب قابل نوشیدن نیست اما به گفته دوست پیش کسوتمان آقای اسلامی (صبحانه بدون چای رسمیت نداره) پس چای را با مقدار بسیار کمی هیزم که در اطرافمان بود بر پا کردیم.

ساعت 9 از راهروی رجب که کمی دست به سنگ دارد بالا رفتیم و شیب نسبتا تند بعد از راهرو را زیر تابش شدید آفتاب طی کردیم و به این اندیشیدیم که تابستان در این منطقه چه خواهد شد.این گرمای شدید بی موقع به دلیل کمبود بارندگی شدید سال گذشته است. درپایان این شیب تند، شکوه و عظمت کوه جوپارخودنمایی نمود و نسیمی خنک به استقبال ما آمد که ما را واداشت تا دقایقی محو تماشا شویم.

ساعت 45/11  به پناه گاه فرسوده جوپار رسیدیم که البته با تمام فرسودگی هنوز هم امید کوهنوردانی است که زمستان به این منطقه قدم میگذارند. برای تهیه آب قابل نوشیدن سه نفر به سمت بالای پناهگاه و من به سمت بیدستان حرکت کردم.

به جرات میتوان گفت که اگر انسان بتواند حتی برای دقایقی به طبیعت برگردد میتواند به آرامش جسم و روح خود کمک کند.درست مثل کودکی که به آغوش مادرش بر میگردد.

کمی استراحت و صرف ناهار درکنار پناهگاه پیر و مهربان و حرکت به سمت پایین در ساعت 14. قبل از پایین رفتن از راهروی رجب یک چای آلاله جانانه با آلاله تازه درست کردیم و به گفتگو در مورد برنامه ها و سیاست های آینده گروه پرداختیم. قرار ما با ماشین ساعت 30/17 بود که دقیقا در ساعت تعیین شده به محل قرار رسیدیم و برنامه ای دیگر از برنامه های گروه  را با موفقیت به پایان رساندیم.

اعضای شرکت کننده در این یرنامه:

آقایان :

مهدی اسلامی -  حامد رمضانی – امیر اخلاقی – میثم دوست محمدی – نیما ابراهیمی – سعید نوحی

گزارش از: امیر اخلاقی

بنام آفریننده زیبایی ها

گزارش قسمت فنی گروه کوهنوردی جوپار

در پی جسات ماهانه گروه در سال 1388 تصمیم بر این شد که وسایل  فنی قدیمی گروه که قابل استفاده نیستند از دور خارج و وسایل جدید خریداری گردد. در ضمن این که هر یک از اعضا مکلف به خرید وسایل فنی ابتدایی شخصی از قبیل هارنس، هشت فرود، کارابین و طنابچه شدند که در سال گذشته این کار انجام شد و تمرینات فنی گروه در سالن و طبیعت از پاییز سال 1388 بصورت جدی و برنامه ریزی شد دنبال شد.

یکی از برنامه های فنی دایمی و هفتگی گروه سه  شنبه هر هفته ساعت 8 شب در سالن اختصاصی سنگ نوردی هیات کوهنوردی استان میباشد. فعالیت های گروه در این جلسات  پس نیم ساعت دویدن و نرمش عبارتند از صعود مسیر های مختلف با درجات سختی متفاوت، صعود میمونی با روش های گوناگون، آشنایی با وسایل فنی جدید، آموزش اصول ابتدایی به اعضای جدید و ... می باشد. البته دو جلسه در ماه نیز گروه برنامه فنی را در طبیعت برگزار میکند که در برنامه شش ماهه گروه موجود است.

گزارش از :  امیر اخلاقی

گزارش برنامه بهشت گمشده مورخ 2/2/89

به نام آنکه عظمت را در کوه دمید

 صبح روز پنچ شنبه مورخ 2/2/89 من (احسان موحدي) به همراه آقایان مهدي روانبخش، رضا ناصح، حامد رمضانی وعلي طاهري پس از صرف صبحانه در ترمینال کاراندیش شیراز ساعت8:30 صبح به سمت منطقه حفاظت شده بهشت گمشده(تنگ بستانک) کامفیروز، شهرستان مرودشت در 120 کیلومتری شیراز حرکت کردیم. دوستان شب قبل از كرمان به شيراز حركت كرده و در ترمينال كارانديش شيراز به يكديگر ملحق شديم.  حدود ساعت 10:30 به ورودي بهشت گمشده رسیدیم. متاسفانه  با وجود زیبایی هاي خيره كننده آن مکان، تاثیر خشکسالی چند سال اخیر نیز بر کاهش آب رودخانه و سرسبزی کوه ها كاملا" محسوس بود. پس از مدتي  پیاده روی در کنار حوضچه ها در حدود ساعت 1 بعد از ظهر به سکوی مورد نظر جهت استقرار چادرها و استراحت در شب رسیدیم. پس از صرف نهار و کمی استراحت به سمت کوه های اطراف حركت كرده و پس از مدتي كوهپيمايي وارد دره شديم و و از اين دره كه پوشیده از درختان چناربود دیدن کرديم و از مشاهده زیبایی های آنجا لذت بردیم. شام را در کنار آتش زیر نور ماه و با صدای نوازشگر آب خوردیم و سپس به دکلمه اشعاری از سعدی  با صدای آقای روانبخش گوش سپردیم. با توجه به اين كه در ايام بزرگداشت سعدي بسر مي برديم تصميم گرفتيم كه در بازگشت به شيراز حتما سري به آرامگاه اين شاعر بزرگ بزنيم.  صبح روز جمعه پس از خوردن صبحانه با این دره زیبا و هوا مطبوعش خداحافظی کرده و به شهر شیراز برگشتیم. نهار را در آنجا خوردیم و سپس از آرامگاه دو شاعر بزرگ ايران، حافظ و سعدی دیدن کردیم و دقایقی را در باغ دلگشا یکی از باغ های تاریخی شیراز در نزدیکی آرامگاه سعدی در کنار عمارت و درختان نارنج آن سپری کردیم. ساعت 10 شب نیز با كوله باري از خاطرات زيبا به سمت کرمان حركت كرديم. به اميد پايان خشكسالي و اين كه بتوانيم باز هم از طبيعت زيباي ايران ديدار كنيم و سهمي ناچيز در شناساندن جاذبه هاي زيباي طبيعت ايران به تمام عاشقان اين سرزمين زيبا داشته باشيم.

 تهیه گزارش: احسان موحدی پاریزی

 به نام خالق کوه ها 

 اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

گزارش برنامه کوهپیمایی بیدوئیه به مرغزار مورخ 18/10/88 

  حرکت از میدان آزادی در ساعت 6 صبح جمعه. اعضای گروه جوپار به نامهای امیر اخلاقی، رضا خواجویی، رضا ناصح، سعید نوحی، مهدی روانبخش، میثم دوست محمدی بهمراه همسرش و میهمانان: برادران بهرامی، میثم دورانی، آقای مهرابیان، دکتر سعیدی، خانمها حیدرشاه، باقری، ناصری و کریمی. بعد از صرف حلیم در روستای بیدوییه که میثم دوست محمدی زحمت اونو کشیده بود و آشنایی با میهمانان این برنامه پیاده روی بطرف مرغزار آغاز شد. روز آفتابی سردی با دمای منهای 3 درجه. در مورد منطقه بیدوییه میشود گفت مرتفع ترین روستای کوهپایه میباشد با ارتفاع 2200 متر. آب وهوای این روستا در تابستان بسیار خنک و در زمستان بسیار سرد میباشد. مبدا صعود به قله سیمک و قله مرغزار در کنار چشمه ای قرار گرفته بنام بن گوه. در این مسیر زیبا 13 آبشار دیدنی سیمک نیز واقع شده که در تابستان مکانی بکر و جذاب جهت تمرین فرود برای تیمهای فنی میباشد. ارتفاع قله مرغزار 3100 متر و صعود آن آسان و یک روزه انجام میگردد. تیم17نفره ما پس از صرف نهار در بن گوه و استراحتی کوتاه تصمیم به برگشت گرفته و ساعت 4 عصر در روستای بیدوییه ختم برنامه اعلام گردید. از میهمانان گرامی که در این برنامه ما رو همراهی کردند سپاسگذاریم. از جناب مهرابیان برای جکهای خنده دار و تکراریشون، از برادران بهرامی و خانم باقری و حیدرشاه بخاطر تاخیرشون، از خانم ناصری بجهت صدای خوبشون و سالاد ماکارونیشون که خیلی هم نگران خورده شدنش بودند، از دکتر سعیدی بخاطر کم حرف بودنش، از آقای دورانی برای تخیلاتش و بقیه دوستان برای اینکه به گروه جوپار لطف داشتند و در این برنامه ما رو تحمل کردند کمال سپاس رو داریم. امیدواریم بتونیم در برنامه های بعدی میزبان بهتری برای همنوردان عزیز باشیم.

گزارش برنامه : سعید نوحی        

 به نام خالق کوه ها 

 اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

 گزارش برنامه صعود به قله  هزار مورخ 5/10/88  

 در این برنامه تجربه ای حاصل شد که از تمامی همنوردان تقاضا دارم این مطلب رو با دقت خوانده و به دوستان دیگر هم گوشزد نمایند تا هرگز چنین خطری برای هیچ گروهی پیش نیاید. حرکت از کرمان به اتفاق آقایان امیر اخلاقی، محمدرضا جاویدنیا، مهدی جاویدنیا، علیرضا علمدار، مجتبی عوض پور و اینجانب سعید نوحی. بعد از رسیدن به پناهگاه  آتشی ردیف کردیم که باعث شد همگی از شدت سرما دورش حلقه بزنیم. مشکل از اونجا شروع شد که مقداری زغال رو برای گرم شدن پناهگاه بداخل بردیم و غافل از اینکه این حرکت ممکنه به قیمت از دست رفتن جون همگی تموم بشه. حدود ساعت 12 شب بود که از داد و فریاد محمد جاوید و امیر اخلاقی بیدار شدیم. همگی سردرد داشتیم مهدی جاوید بر اثر گازی که از زغالهای داخل اتاق متساعد شده بود بیهوش شده بود و جلوی درب پناهگاه افتاده بود. محمد جاوید و اخلاقی که زودتر بیدار شده بودند با کشاندن مهدی جاوید به بیرون اتاق و تنفس دادن وضیعت جسمیشو  بهبود بخشیدن. خلاصه خدا به همه رحم کرد. اگر مهدی توی کیسه خواب بیهوش شده بود کسی متوجه نمی شد و همگی خیلی رمانتیک دار فانی رو وداع میگفتیم.  روز بعد مهدی و محمد جاوید پناهگاه موندن و بقیه به سمت قله براه افتادیم. با گروه زاهدان و شیراز هم که روز قبل قله رو زده بودند برخورد کردیم. ساعت 12.40 قله هزار بودیم. برف نسبتا خوبی بود به امید بارندگیهای بیشتر.  با سپاس ازمجتبی عوض پور که از اصفهان خودشو به ما رسوند و همچنین علی علمدار.

تهیه گزارش:  سعید نوحی          

 اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

روز جهانی کوهستان پاک بر تمام همنوردان و طبیعت دوستان خجسته باد

  گزارش صعود مشترک کوهنوردان استان به قله یشم بردسیر      

 برنامه این صعود که با هماهنگی هیات استان با تمامی گروهها صورت گرفته بود در مورخ   88/9/18 با تجمع در تربیت بدنی شهرستان بردسیر و سخنرانی بخشدار بردسیر و همچنین آقای رسول زندی آغاز شد و بعد از توضیحات کامل در مورد صعود به قله مورد نظر و مشخص نمودن سرپرستان و کوهیاران، کلیه کوهنوردان که بالغ بر 23 گروه بودند، آمادگی خود را اعلام و جهت اجرای برنامه روز بعد، به استراحت پرداختند. در ساعت 3.45 صبح جمعه بیدار باش توسط آقای زندی زده شد که ایکاش  میشد این ساعت رو به 8 صبح تغییر داد که تنها راه آن دادن قرص خواب  به آقای زندی در شب قبل از صعوده! بهرحال بعد از بیدار شدن و جمع و جور شدن افراد که در حدود 160 نفر بودند، ساعت 5.30 به طرف روستای بید خوان با چندین اتوبوس و سواری حرکت کردیم. هوای نسبتا سردی بود ولی بیشتر همنوردان تجهیزات زمستانی کاملی بهمراه داشتند و بقول آقای زندی همه از سر تا نوک انگشت پا ایزوله بودند. روستای بید خوان در 47 کیلومتری بردسیر واقع گردیده و بسیار خوش آب وهواست به صورتی که در تابستان بسیار خنک و محلی برای فرار از گرمای شهر واستراحت در زیر سایه درختان گردو میباشد. عمده درخت این منطقه گردوست و به علت داشتن کوهستانهای سرسبز، دامداری هم رونق زیادی دارد. بعد از رسیدن گروهها به این روستای زیبا و سرد، پیاده روی به سمت قله آغاز شد که مسیر نسبتا طولانی بود. بعد از حدود 2 ساعت پیاده روی به محل صرف صبحانه که قبلا تعیین شده بود رسیدیم. همه جا پوشیده از برف بود. در واقع کل کوههای منطقه تا جایی که چشم کار میکرد سفید بودند. بعد از صبحانه سوت حرکت توسط آقای حمزه پور که سرپرست کل این برنامه بود زده شد و دوباره صفی طولانی بحرکت در آمد. در دامنه های کوه بودیم که هوای منطقه بکلی تغییر کرد و کولاک شدت گرفت.  صعود همچنان ادامه داشت ولی بعلت بارش خفیف برف و وزش شدید باد تصمیم بر آن شد که همگی به سمت روستای بید خوان برگردند که با جمع و جور شدن گروهها و برگشت سریع به پایین کوه ختم برنامه اعلام گردید. از افرادی که باید اسم برد و تشکر فراوان نمود آقایان محمد حمزه نژاد و جلال بیگلری است که بی هیچگونه توقعی در همه برنامه ها تلاش و کوشش فراوان دارند. در خاتمه باید اضافه کنم که برنامه بسیار خوبی در یک روز برفی در روستای زیبا و سرد بید خوان اجرا شد. جای همه دوستان خالی. از دیدن گالری عکسهای این برنامه در بخش گالری ها لذت ببرید.

گزارش برنامه: سعید نوحی

 

به نام خالق کوهها     

  گزارش پاکسازی محیط اطراف پناهگاه هزار 22/8/88

گامی کوچک برای استقبال از روزی بزرگ (20 آذر روز جهانی کوهستان پاک)

اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

چندی قبل در جلسه ای که به این منظور تشکیل شد بنا به پیشنهاد میثم دوست محمدی تصمیم گرفته شد که در حفظ و نظافت مسیر و پناهگاه کوه هزار همت بیشتری نشان دهیم و این برنامه صرفا به همین منظور اجرا شد. حرکت به سمت راین با حضور آقایان محمدرضا جاوید نیا حامد رمضانی میثم دوست محمدی محمدرضا خواجویی سعید نوحی و 3 نفر که میهمان بودند. توسط ماشین آقای علیرضا جاوید نیا در ساعت 6 صبح جمعه  آغاز گردید. بعد از رسیدن و گذر از کنار ابشار در نیمه راه، برای صرف صبحانه نیم ساعتی رو توقف داشتیم. هوا نیمه ابری و نسبتا سرد بود ولی متاسفانه از بارندگی هیچ خبری نبود. بیست دقیقه بعد از صرف صبحانه به پناهگاه رسیدیم. انصافا محیط بسیار کثیفی بوجود اومده بود. بطری های خالی نوشابه و آب و قوطیهای کنسرو و همچنین کیسه های پلاستیکی همه جا به وفور در دسترس بود. ما کوهنوردان ادعا داریم که دوستدار و محافظ کوهستانیم ولی آیا واقعا همینطوره؟ با دیدن این همه زباله در دل کوه میتوان فهمید که بجا گذاشتن آنها فقط توسط همین دوستداران طبیعت صورت گرفته چون افراد عادی نهایتا تا دامنه کوه ها  می آیند نه تا قله و منطقه های بکر. هدف گروه جوپار از اجرای این برنامه و تهیه گزارش  خود نمایی و خودستایی نمیباشد. ما بی هیچ ادعایی از کلیه  همنوردان و طبیعت دوستان  و تمام افرادی که قدم به محیط مقدس کوهستان می گذارند خواهشمندیم که از بجا گذاشتن زباله های خود در طبیعت جدا خوداری کنند. برای رعایت این مهم فقط به همراه داشتن یک کیسه زباله انفرادی و برگشت زباله ها به شهر کفایت میکند. به امید روزی که کوه و کوهستان عاری از بطری نوشابه و قوطی کنسرو و پوشک بچه و ........ باشد. خلاصه بعد از نوشیدن  چای آتشی داغ، شروع به جمع آوری زباله از کل منطقه کردیم و با سوزاندن این حجم عظیم که همه از پلاستیک بودند. تقریبا یک پاکسازی در پناهگاه هزار انجام گردید. یاد مطلبی افتادم که چندی قبل در روزنامه خونده بودم و اون این بود که خاک  آب و هوا  را مقدس شمرید ودر حفظ و نظافت ان بکوشید.

به امید داشتن سرزمینی پاک                       

گزارش برنامه:سعید نوحی

به نام خالق کوهها     

  گزارش صعود به قله کلک چال مورخ 8/8/88 سالروز ولادت امام هشتم  

اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

آقایان امیر اخلاقی، مهدی روانبخش، سعید نوحی و جناب نصرت نظر که میزبان ما بودند در  ساعت 6 صبح راهی ارتفاعات کلک چال شدیم. بارندگی شب قبل مسیر رو کمی گل آلود ولی هوا رو دل انگیز کرده بود. جمعی از کوهنوردان تهرانی هم زودتر از ما در مسیر در حال صعود بودند. با شروع دوباره بارون زیبایی طبیعت رنگارنگ درختان چنار و گیلاس و گردو  دو چندان شد. آقای نظر از همسفران و همنوردان قله کلیمانجارو بودند و باب آشنایی بنده با ایشان در سفر آفریقا رقم زده شد. از خصوصیات اخلاقی و رفتاری ایشان به چند نکته بسنده میکنم که بسیار قابل توجه میباشد. آوردن لوازم اضافی مانند کلاه  دستکش بادگیر باتوم و غیره که برای مثال  بنده بسیاری اوقات در حمل لوازم خودم تنبلی میکنم چه برسه که به فکر دیگران باشم ولی بعد از آشنایی با ایشان تصمیم گرفتم این صفت خوب خود رو کنار بذارم. مورد بعدی روحیه بسیار بالا و استقامت ایشان در کوهنوردی میباشد. برای مثال دربرنامه کلیمانجارو با توجه به این که 63 سال سن دارند بسیار توانمند و سرحال قله رو صعود کردند و در تمامی برنامه های تور سر وقت با ظاهری مرتب حضور داشتند. خب از خصوصیات ایشان بگذریم حدود ساعت 8 به سالن غذاخوری کلک چال رسیدیم. همه کوهنوردان و جمعی از طبیعت دوستان مشغول صرف صبحانه بودند. در این مکان اصلا نیاز به حمل خوراک نیست. منوی آشپزخانه کلکچال باب دل هر سلیقه ای بود .بعد از صرف حلیم سفارشی که حاج نصرت زحمت اون رو از شروع مسیر کشیده بود به طرف مخملچال براه افتادیم ولی به علت مشکلی که برای کفش مهدی روانبخش بوجود اومد تصمیم به برگشت مسیر گرفتیم. برنامه بسیار مفرحی بود در یک روز بارانی وزیبای پاییز 88. جای همه دوستان و همنوردان خالی.

به امید ديدار در برنامه های بعدی                                                               

تهیه گزارش سعید نوحی

 

گزارش برنامه کوه شاه مورخ 23/7/88

به نام خالق کوهها   

اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

     روز 22/7/88 ساعت 9 صبح به اتفاق اقيان امير اخلاقي نيما ابراهيمي احسان موحدی  و بنده حقير سعيد نوحي  به سمت لاله زار جهت صعود به قله 4385متري کوه شاه حرکت کرديم و پس از 4 ساعت کوه پيمايي در تخت شاه چادر زده و در سرماي 3درجه زير صفر منطقه شب رو گذرونديم ولي بجهت سرماي زياد ساعت 3 صبح بيدار و بعد از صرف صبحانه آماده صعود شديم. ساعت 5.20 صبح حرکت و ساعت 7.30 قله بوديم در برگشت با گروه پاسارگاد زاهدان و ميهن سبز يزد آشنا شديم. هر دو گروه  قله لاله زار رو صعود کرده بودند و در حال برگشت بودند . طبيعت لاله زار مثل هميشه بکر زيبا وبا صفا. جاي همه ي طبيعت دوستان رو خالي کرديم.                  به اميد ديدار در برنامه های بعد

تهيه گزارش:  سعيد نوحي

 

 گزارش برنامه هزار مورخ 88/6/5

(اين گزارش به دليل آماده نبودن با کمي تاخير روي سايت قرار مي گيرد)


به نام خالق کوهها   

اهورامزدا اين سرزمين و مرز و بوم و مردم آن را از دروغ، دشمن و خشکسالي دور بدارد

       باز هم برنامه اي در آخرين ماه تابستان 88 و اينبار صعود قله هزار، حرکت از کرمان ساعت 6 عصر روز پنجشنبه با ماشين آقايان امير اخلاقي و نيما ابراهيمي به همراهي بنده حقير( سعيد نوحي ) و آقايان ناصر اسدي، مهدي روانبخش و محمدرضا جاويدنيا. حدود ساعت 8 شب به آبشار راين رسيديم. بعد از پارک ماشينها به طرف پناهگاه از بالاي آبشار راه افتاديم. مسير نسبت به سالهاي قبل خيلي متفاوت و سر سبز تر شده بود. نم نم بارون هم شروع شد و زيبايي راه رو با بوي خوش پونه و گياهان کوهي دو چندان کرد. با اينکه شب بود و در تاريکي اطراف رو نمي ديديم ولي تمام زيبايي محيط رو حس ميکرديم. ساعت 9.30 به پناه گاه رسيديم. قبلا در مورد تعميرات آن توسط اقاي زندي چيزهايي شنيده بودم اما با ديدن اتاقک همگي از زحمتي که کوهنوردان براي اينجا کشيده بودند اي والله گفتيم.  جاتون خالي شام خورديم و به خاطرات سفر بچه ها به هند که چندي پيش رفته بودند از زبون امير اخلاقي اينقدر خنديديم که چشمامون خيس اشک شده بود. هميشه خدا رو شاکرم که ساليان سال سعادت اينو داشتيم که در کنار هم در سختي و خوشي قدم به کوهستان گذاريم  و اين براي ما فرصت و بهانه اي بوده تا از استرسها، گرفتاريها وهواي آلوده شهري دور باشيم و در دل طبيعت پاک در جمع دوستانه و بي رياي همنوردان، بيشتر به الطاف خداوند توجه کنيم. درساعت  11.30خوابيديم و قرار بر اين شد که حرکت به قله راس ساعت 5 صبح بعد  آغاز شود که متاسفانه هنوز چشمامون گرم نشده بود از سروصداي يک گروه بي ملاحظه در ساعت 1 نيمه شب همگي بيدار شديم و تا ساعت 3.30 اجبارا به حرفها و سرو صداشون گوش داديم و وقتي ديديم که خواب ما مزاحم صحبت کردن اوناست تصميم به صعود قله گرفتيم.  اي کاش که مثل قديما آدما کمي بيشتر ملاحظه همدیگه رو ميکردن. چندي پيش در برنامه تنگه رغز گروه آقاي بهمنش (که جزييا تش توي سايت ذکر شده) ساعت 2 شب از خواب بيدارمون کردن و بهمون خسته نباشيد گفتند. البته روز بعد معني خسته نباشيدشون رو فهميديم. اما بگذريم. بنده سعيد نوحي به همراه نيما ابراهيمي و ناصراسدي و امير اخلاقي  به سمت قله براه افتاديم. کاملا در تاريکي بوديم ساعت 6صبح صبحانه رو زير تاج خروس خورديم و ساعت 8.50 در کنار سنگ چين قله يکساعت استراحت و هم هوايي کرديم. در راه برگشت زير تاج خروس با 2توريست اهل کشور چک بنام اقاي هانذا و دوستش آشنا شديم. تا پناهگاه با ما بودند هوا ابري و نم بارون کمي خيسمون کرد. انگار بهار اومده بود. آقاي هانذا و دوستش 28 روز ايران رو گشته بودن و گفتن همه جا هوا گرم و آفتابي بوده ولي اينجا يه طبيعت ديگه است. در جوابشون گفتم اين بارون بخاطر شماست. 12.30 ظهر رسيديم پناهگاه. آقاي زندي و چند نفر از کوهنوردان پيشکسوت مشغول ساختن اتاقک سنگي بودن. آقاي واحدي ديوارچيني ميکرد. آقايان نيکوطلب، پيشگر  و اميرزاده و 2نفر از بچه هاي راين هم کمک ميکردن. انصافا آقايون خيلي همت بالايي دارن که اينجور از خودشون مايه ميذارن. جا داره از همشون تشکر کنيم. نهار رو دسته جمعي زديم.  دوباره بارون  شروع شد. چه هوايي. زير بارون بطرف آبشار راه افتاديم. مستر هانزا و دوستش هم با ما برگشتن کرمان تا به بقيه سفرشون ادامه بدهند. اونا تصميم داشتن از زاهدان به هند و پاکستان بروند. در پايان نکته اي رو متذکر ميشم و اون ينه که در چنين محيط دل انگيزي و در کنار چنين افراد با صفايي نبايد هيچگونه رنجش خاطري در بين کوهنوردان بوجود بياد و اگر هم زماني سوء تفاهمي بوجود اومد از پيشکسوتان انتظار ميرود با پادرمياني خود مشکلي رو حل کنند نه اينکه به اون پر و بال بدن و جوان ترها هم درصعودها بيشتر احتياط کنند که مشکلي براي خود و ديگران ايجاد نکنند .  

با تشکر از همه همنوردان عزيز. 

تهيه گزارش:  سعيد نوحي

 آرشيو 1- برنامه هي قبلي

آرشيو 2- برنامه هاي قبلي

آرشیو 3- برنامه های قبلی

 
 
 
Freelance Web Designer