ابر و گل
خواننده: ويگن
بند الف:
زدرياي كبود ابر سياهي
سحر شد بر فلك چون دود آهي
ز درياها ز صحراها گذر كرد
به هر دشت و به هر گلشن نظر كرد
گلي پژمرده ديد و سرفكنده
گرفته بر رخش غم جاي خنده
شده از تشنگي بي تاب و كوشد
مگر از جام ابر آبي بنوشد
بند ب:
چنان آشفته شد آن ابر و بي تاب
كه شد از گريه سر تا پاي او آب
زبالا سوي پايين شد روانه
به گل جان داد و خود رفت از ميانه
توهم چون آن گلي اي جان فدايت
من آن ابرم كه جان ريزم به پايت
(2)
تكرار بند ب
سرودهاي قبلي:
غروب
كوهستان ، سرود
كوهستان ، غوغاي
ستارگان