در اين بخش مي خواهيم آوازهايي را بياوريم كه بارها در كنار آتش كوهستان با همنوردانمان زمزمه كرده ايم. ترنم هايي كه ديگر جزو جدايي ناپذير تمامي برنامه هاي گروهي كوهنوردان بوده و فرهنگ كوهستان را تشكيل داده اند. ترانه هايي كه بازگو كننده سادگي، صفا و محبت  كوهنوردان و عاشقان طبيعت بوده و همراه با همنوايي، همدلي را براي آنان به ارمغان مي آورد. سرود، ترانه و آواز همواره با هواي كوهستان عجين بوده و بي احساس ترين افراد بشر در اين محيط  دمي به خويشتن خويش باز مي گردند. اكثر ترانه هاي اين بخش از كتاب گلواژه هاي كوهستان 1 و 2 كه توسط آقاي رسول زندي (از اعضاي موسس گروه جوپار) گردآوري شده است برگرفته خواهد شد:

ابر و گل

خواننده: ويگن

بند الف:

زدرياي كبود ابر سياهي

سحر شد بر فلك چون دود آهي

ز درياها ز صحراها گذر كرد 

به هر دشت و به هر گلشن نظر كرد

گلي پژمرده ديد و سرفكنده

گرفته بر رخش غم جاي خنده

شده از تشنگي بي تاب و كوشد   

 مگر از جام ابر آبي بنوشد

بند ب:

چنان آشفته شد آن ابر و بي تاب 

كه شد از گريه سر تا پاي او آب

زبالا سوي پايين شد روانه

به گل جان داد و خود رفت از ميانه

 

توهم چون آن گلي اي جان فدايت

من آن ابرم كه جان ريزم به پايت (2)

تكرار بند ب


 

سرودهاي قبلي:‌ غروب كوهستان  ، سرود كوهستان ، غوغاي ستارگان

 

 
 
 
Freelance Web Designer